<دنیا>
<دنیا>
-------------------------------------------
✅الإمام الصادق علیه السلام :
إنَّ هذِهِ الدُّنیا وإن أمتَعَت بِبَهجَتِها وغَرَّت بِزِبرِجِها ، فَإِنَّ آخِرَها لا یَعدو أن یَکونَ کَآخِرِ الرَّبیعِ الَّذی یَروقُ بِخُضرَتِهِ ثُمَّ یَهیجُ عِندَ انتِهاءِ مُدَّتِهِ . وعَلی مَن نَصَحَ لِنَفسِهِ وعَرَفَ حَقَّ ما عَلَیهِ ولَهُ ، أن یَنظُرَ إلَیها نَظَرَ مَن عَقَلَ عَن رَبِّهِ جَلَّ وعَلا ، وحَذَرَ سوءَ مُنقَلَبِهِ ؛ فَإِنَّ هذِهِ الدُّنیا قَد خَدَعَت قَوما فارَقوها أسَرَّ ما کانوا إلَیها ، وأکثَرَ ما کانُوا اغتِباطا بِها ، طَرَقَتهُم آجالُهُم بَیاتا وهُم نائِمونَ ، أو ضُحیً وهُم یَلعَبونَ ... .
✅ امام صادق علیه السلام :
این دنیا، اگرچه با خرّمی هایش لذّت می بخشد و با زرق و برقش می فریبد، امّا فرجامی جز فرجام بهار ندارد که سرسبزی آن ، دل نشین است ؛ لیکن در پایان عمر بهار ، آن همه خرّمی می خشکد. آن که دلسوز خویش است و وظایف و حقوق خویشتن را می شناسد ، باید به دنیا چونان کسی بنگرد که خداپسندانه می اندیشد و از بدفرجامی خویش بترسد؛ زیرا این دنیا ، مردمانی را فریفت و در حالی از دنیا جدا شدند که در اوج سرخوشی از دنیا و شادمانی نسبت به آن بودند ، شب هنگام که خفته بودند یا روز هنگام که سرگرم بازی [و تفریح [بودند، اجل هایشان ، ناگاه به سراغشان آمد... .
-------------------------------------------
✅الإمام الصادق علیه السلام :
إنَّ هذِهِ الدُّنیا وإن أمتَعَت بِبَهجَتِها وغَرَّت بِزِبرِجِها ، فَإِنَّ آخِرَها لا یَعدو أن یَکونَ کَآخِرِ الرَّبیعِ الَّذی یَروقُ بِخُضرَتِهِ ثُمَّ یَهیجُ عِندَ انتِهاءِ مُدَّتِهِ . وعَلی مَن نَصَحَ لِنَفسِهِ وعَرَفَ حَقَّ ما عَلَیهِ ولَهُ ، أن یَنظُرَ إلَیها نَظَرَ مَن عَقَلَ عَن رَبِّهِ جَلَّ وعَلا ، وحَذَرَ سوءَ مُنقَلَبِهِ ؛ فَإِنَّ هذِهِ الدُّنیا قَد خَدَعَت قَوما فارَقوها أسَرَّ ما کانوا إلَیها ، وأکثَرَ ما کانُوا اغتِباطا بِها ، طَرَقَتهُم آجالُهُم بَیاتا وهُم نائِمونَ ، أو ضُحیً وهُم یَلعَبونَ ... .
✅ امام صادق علیه السلام :
این دنیا، اگرچه با خرّمی هایش لذّت می بخشد و با زرق و برقش می فریبد، امّا فرجامی جز فرجام بهار ندارد که سرسبزی آن ، دل نشین است ؛ لیکن در پایان عمر بهار ، آن همه خرّمی می خشکد. آن که دلسوز خویش است و وظایف و حقوق خویشتن را می شناسد ، باید به دنیا چونان کسی بنگرد که خداپسندانه می اندیشد و از بدفرجامی خویش بترسد؛ زیرا این دنیا ، مردمانی را فریفت و در حالی از دنیا جدا شدند که در اوج سرخوشی از دنیا و شادمانی نسبت به آن بودند ، شب هنگام که خفته بودند یا روز هنگام که سرگرم بازی [و تفریح [بودند، اجل هایشان ، ناگاه به سراغشان آمد... .
- ۲۳۸
- ۱۸ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط