{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پروردگارم …

پروردگارم …

شکوفایی روزت را سپاس میگویم که تاریکی شب را پایان می بخشد

و تاریکی شب را نظاره گرم که هیاهوی روز را سرانجام است؛

در این میان این “من” هستم که بالا میروم؛

پایین می آیم ؛

خوشحال و غمگین می شوم؛

تهی و سرشار می شوم و باز….

همان میشوم که بودم،

پروردگارم بندگی ام را بپذیر...
دیدگاه ها (۱۱)

بانو ببین چگونه مرا پیر کرده ای از جان بی ق...

تا بدانی بودنت را دوست دارم سر به روی شانه های...

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوستگاهی همین قشنگ ترین شک...

تکـه یخی که عـاشـق ابــر ِ عـذاب می شود سر قـرار عـاشـقی همی...

« شیطون کوچولوی من »فصل سوم۳( ترجیحاً اول ورق بزنید بعد بخون...

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

📚برشی از کتابشاعربودن یعنی انسان بودن.بعضی هارا می شناسم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط