زنی که در من بچه اش را شیر میدهد ،آشپزی میکند
زنی که در من بچه اش را شیر میدهد ،آشپزی میکند
هم آغوش مردش میشود و هر روز رأس ساعت هشت در اداره حاضر است،همان زنی است که گیسوانش را در باد رها میکند وپا برهنه می دود و می دود و می دود تا ببر خفته ی درونش را بیدار کند تا باز با زندگی بجنگد و بجنگد و بجنگد...
افسوس که برای تلاطم های روحی چنین بی پروا،هرگز کسی آرامش به همراه نداشت... نخواهد داشت...
هم آغوش مردش میشود و هر روز رأس ساعت هشت در اداره حاضر است،همان زنی است که گیسوانش را در باد رها میکند وپا برهنه می دود و می دود و می دود تا ببر خفته ی درونش را بیدار کند تا باز با زندگی بجنگد و بجنگد و بجنگد...
افسوس که برای تلاطم های روحی چنین بی پروا،هرگز کسی آرامش به همراه نداشت... نخواهد داشت...
- ۵۷۸
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط