{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌یکی هم بود یه زمانی آنلاین می‌شد و

‌یکی هم بود یه زمانی آنلاین می‌شد و
پیامای منو سین نمیکرد ، خیلی درگیر و پیگیرش بودم .
بالاخره یه روز خسته شدم و گذشته رو رها کردم .. رهایِ رها !
الان آرزو داره من پیاماشو سین کنم !!
نه که تلافی باشه ها
یه حِسی وقتی میمیره دیگه میمیره .
درسته که ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه ست
ولی به شرطی که قبلش تو آب نَمُرده باشه..
دیدگاه ها (۹)

تلخ ترین گریه‌ها بر روی گورهایی ریخته شده ک بخاطر کلمات گفته...

تو بهترین اتفاق زندگیمی بعضی اوقات فک میکنم که خیلی خوش شانس...

جوان که بودم از مردم چیزی می‌خواستم که نمی‌توانستند بدهند: د...

دویدم از پیِ دیوانه‌ای که گیسوانِ بلوطش رابه سِحرِ گرمِ مَرم...

The lost love- part 21

پارت 178

ولاگ تهیونگ به مناسبت فستا 🐻سلامالان دارم می‌رم باشگاه.برنام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط