{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*²¹

فردا
داشتم نگاه فیلم میکردم که گوشیم زنگ خورد رفتم جواب دادم
ا.ت: الو
کوک: الو ا.ت
ا.ت: بله
کوک: چرا اروم حرف میزنی
ا.ت: میترسم مامانم صدامو بشنوه وایسا الان میرم تو اتاقم
کوک: رفتی
ا.ت: اره
کوک: شب وقت داری
ا.ت: چرا
کوک: میای سرقرار
ا.ت: ساعت چند
کوک: ۸
ا.ت: باشه
کوک: کجا بریم
ا.ت: من میدونم من میرم اونجا برات میفرستم
کوک: باشه
ا.ت: یادت نره ها
کوک: نه بابا یادم نمیره
ا.ت: باشه میبینمت
رفتم پیش مامانم
م: کی بود؟
ا.ت: دوستم بود امروز میخواستم برم ببینمش
م: خب اگه میخواد بهش بگو بیاد خونه
ا.ت: نه خودم میرم پیشش
م: باشه عزیزم هر طور راحتی


شب
رفتم یه لباس خوشگل از تو کمدم پیدا کردمو پوشیدم و یه میکاپ کیوت کردم و رفتم سوار ماشین شدم
راننده: خانم کجا بریم
ا.ت: برو بهت میگم
راننده: چشم
ا.ت: و خواستم اینو بگم هرجایی که میرم به پدرم و مادرم نگو
راننده: ولی پدر و مادرت میپرسن ازم
ا.ت: بهشون نگو
راننده: من حق گفتن دروغ ندارم
ا.ت: چیزی نمیشه خودم به پدرم میگم
راننده: ببخشیدا ولی چیزی شده
ا.ت: من با جونگکوک قرار میزارم دلم نمیخواد پدر و مادرم بفهمن
راننده: باشه چشم نمیگم بهشون
دیدگاه ها (۵)

fake kook part*²²ا.ت:همینجا پیاده میشمراننده: خانم من بمونم ...

fake kookpart*²³کوک: بخواب خوابت میبره سخنی از بزرگان😂ا.ت: 😂...

fake kook part*²⁰ا.ت: چرا میای دنبالمکوک: مامانت گفتها.ت: خب...

fake kook part*¹⁹کوک: خب بریم دیگه ممکنه شک کننا.ت: باشه توب...

شوهر اتفاقی

طراح عشق قسمت

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط