{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سلامتی...

به سلامتی...
پسری که وقتی دلت گرفته و داغونی
پشت تلفن سرش داد و بیداد میکنی و تلفنو روش قطع میکنی اما میدونه اون لحظه چقدر محتاجشی ، پشت سرهم زنگ میزنه تا ارومت کنه.
پسری که وقتی سوار ماشینشی تمام مدت دست راستش رو دستته.
پسری که چشماش وحشی و مغروره
راه به راه شعرهای عاشقونه الکی برات نمیخونه ، لوس حرف زدنم بلد نیست
اما هردفه که میگه تا تهش هستم ، چشماش از عشق برق میزنه .
پسری که وقتی صبح بهش زنگ میزنی تازه از خواب بیدار شده و آروم میگه جانم ، صدای خواب آلودش دیوونت میکنه.
پسری که خاطرخواه کم نداره اما وقتی باهات عهد رفاقت میبنده نفر سومی تو برنامش نیست.
پسری که وقتی باهاش میری رستوران
غذا خوردنتو با لبخند نگاه میکنه.
پسری که براش مهم نیست جی اف دوستش از تو خوشگلتره ، هربار تو چشات زل میزنه و میگه به خدا تکی تو دختر.
پسری که دستاتو که تو دستاش میگیره حس امنیت وجودتو پر میکنه.
پسری که وقتی لب دریا کنارش نشستی و سرتو میذاری رو سینش قلبش تند تند میزنه.
پسری که وقتی میره مهمونی خونه فامیل ، زنگ میزنه و نیم ساعت تو حیاط باهات حرف میزنه که بهت نشون بده تو نخ هیچکدوم از دخترای تو مهمونی نیست.
پسری که گل مورد علاقتو میدونه و هرازگاهی با یه شاخه از اون گل خوشحالت میکنه.
پسری که عاشقی بلده.
پسری که حرفی نمیزنه که نتونه بهش عمل کنه اما هر حرفی زد پاش وایمیسته.
پسری که تو خیابون تا یکی بهت نگاه کج کنه دکور صورتشو عوض میکنه.

پسری که وقتی بعد یه دعوای مفصل که باهم آشتی کردین ازش میپرسی هنوزم دوسم داری؟؟؟ لبخند میزنه و دستشو دور گردنت حلقه میکنه و میگه عاشقتم به مولا.
پسری که وقتی تو پاییز یه تک سرفه میزنی
با حرص میگه مریض نشیااااا.
پسری که وقتی میبینه
به دخترای دور و ورش حساسی و حسادت میکنی دستتو میگیره و میگه: دلت قرص باشه.... به قرآن من فقط مال خودتم.
دیدگاه ها (۹)

والا

زندگی بدون محسنم خرررررررررر

لطفا کامنت!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آره داش اینجوریاس

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

فصل 1پارت 8وقتی میرم مدرسع نازی بی خیال میگه خوب کتک خوردی چ...

سناریو بلولاک وقتی داریم خودکشی میکنیم و میخوایم خودمونو از ...

سناریو پسرای اسلیترین

سناریو ناروتو

سناریو bts در خواستی نوشته: sarii

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆ران ☆‌_جذابیت بیش از حدد...

رمان آخرین دیدار پارت۲⭒،حوصله ام سر رفت گفتم پارت بدمدازای ...

سناریووقتی رفته بودید خونه مامانو باباش اما تو پر*یود بودی م...

سناریو بلولاک وقتی موهاشونو واسشون شونه میکنیمایساگی: خجالت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط