{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ⁴

Part ⁴





+از خواب بلند شدم موهامو شونه کردم بالا بسته دو تا لاخ هم انداختم جلوم چون موهام حالت دار بود سوسکی هام هم حالت دار بود یه نودل خیلی قشنگ ،روی لب هام یه لیپ گلاس قهوه ای شاین دار ۲۴ ساعته زدم یه ریمل کم پشت که خیلی مژه هامو بلند طبیعی میکرد زدم یه لباس آبی کمرنگ با یه شلوار لی راسته پوشیدم رفتم تا صبحانه بخورم بعد برم پیش دوستم
+سلام
-&سلام
+صبحانه مو خوردم
مامان من بیرون پیش هانا
&برو دخترم مواظب باش
+خداحافظ







فلش بک وقتی رسید پیش هانا


+هانااااااااااا
@اناااا
+نشستیم تا ساعت هشت شب رفتیم بیرون سینما پارت همه جا تو خونه انقدر خندیدیم نفشمون بالا نمی اومد با لب خندون رفتم خونه
+مامان من اومد....(جیغ) یا بسم الله به اهمی اوهمی چیزی قلبم اومد تو حلقم
-ببخشید
+اشکال نداره
+من معذرت می خوام فکر کنم پرده گوشت پاره شد
-نه بابا اشکال نداره
-با خودم گفتم الان یه تیکه میندازه میره ولی نه معذرت خواهی هم کرد
+اگه کارم نداری من برم
-نه نه برو کاریت ندارم










دو ساعت بعد


-تصمیم گرفتم بهمش اعتراف کنم این دختر دل مافیا به این بزرگی رو برده انگار روحیه مافیاییم تسلیم شده می خواد خودشو ببازه این دختر منو رام کرده



شرطا همون شرطای قبل
دیدگاه ها (۱۵)

Part ⁵~اون شب تهیونگ به انا اعتراف کرد اما آنها پسش زد از او...

Part ⁴³∆ هیسسسس... قول بدین زود! + نامجون! ∆ با پخش شدن ویس ...

Part ³-با خودم حرف می زدم هنوز غرق زیبایی انا بودم رو مو این...

Part ²بعد از کلی از اون کارای چندش آور اومدیم خونه رفتم لباس...

Part6عشق من(اسم داداش هانا نیما هست)=نیما مگه من نگفتم که با...

Part ⁶رفتیم پایین که سراسیمه مامانم اومد گفت &کجا بودین هیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط