{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P³⁵
-وقتی پیانو میزدی...نمیتونستم ازت چشم بردارم...
ا.ت نفسش بند اومد..
-راستش..من خیلی وقت بود که میخواستم اینو بهت بگم.ولی خب..نمیخواستم خرابش کنم..نمی خواستم زود باشه..
نفس عمیقی کشید و به چشمای ا.ت چشم دوخت.
-ولی امشب..حس میکنم چیزی که بینمونه از "دوستی معمولی" گذشته..و دیگه نمیخوام تظاهر کنم که نیست.
ا.ت حس کرد که زمین زیر پاش خالی شد.
+منم..همین حسو دارم..(خیلی آروم)
تهیونگ لبخندی زد.لبخندی از ته دل.گرم و پر از رضایت.
-پس..این اولین باریه که..هردومون اعتراف کردیم..نه؟
ا.ت لبخند زدو گفت:
+اولین باریه که با زبون اعتراف کردیم..وگرنه..چشمامون خیلی وقته که دارن داد میزنن..اینطور فکر نمیکنی؟..(و به منظره جلوش خیره شد..)
تهیونگ به ا.ت نگاه میکرد..ولی با یه نگاه متفاوت..
با نگاهی که میگفت:
《من اینجام..باتو..همیشه..》
-بامزه کره‌ای حرف میزنی..(لبخند زد و یکم به ا.ت نزدیکتر شد)
×هی!ناراحت که نمیشین اگه ما گوش داده باشیم(بلند و یکم مست)
±چی!
÷ببخشییییید(خنده)
...
...
...
__________________________________
چهارتاییشون به ماه نگاه میکردن..ولی هیچکدوم ماهو ماه نمیدیدن...
دیدگاه ها (۲)

P³⁶سکوتی برقرار بود..صدای کمی از آهنگ مهمونی شنیده میشد..صدا...

P³⁷ا.ت گوشیشو خاموش کردو زیر بالشش گذاشت.قرصشو خورد.+توهم با...

P³⁴+من یه ماهه دست به پیانوم نزدم-من میدونم که میتونی.خب چیو...

[ببخشید یادم رفته بود استایل ا.ت رو بزارمم اسلاید دومه]

اینجا رئیس منم پارت ۲

وانشات ا/ت و سانزو پارت۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط