توی طوفانی، یکی عاشقت میشه، دلش میخواد پناهت باشه، مر
توی طوفانی، یکی عاشقت میشه، دلش میخواد پناهت باشه، مراقبت باشه، بکشدت از روزای بدت بیرون، دلش میخواد تو لبخند بزنی، شبا آروم بخوابی، به آرزوهات فکر کنی، کمکت میکنه برنامهریزی کنی، به برنامههات عمل کنی، یادت میاره قرصاتو بخوری، ورزش کنی، از خونه میکشدت بیرون که حال و هوات عوض شه، میبوسدت، بغلت میگیره و دست رویِ ترس و لرزات میکشه. مثلِ غار میمونه برات وسطِ طوفان. یکم که تویِ اون غار زندگی میکنی، میبینی سنگریزههاش اذیتت میکنه، یادت میره همهچیزو، یادت میره پناهته، حتی یادت میره بیرون طوفانه. حس میکنی اگه بری، خودتو از سنگریزههایی که روشون نشستی، نجات دادی. پناهتو ول میکنی، میری، بیرون طوفانه. هنوز طوفانه. طوفانه عزیزم. نذار ببردت همونجا که بودی، همونجا که ازش فرار میکردی. دست نکش از پناهت.
.
.
.
خودِ جنس در اصل به ماهایی میگن که همه(فارغازجنسیت) ولمون میکنن
در واقع ما موجوداتی هستیم که گواه میدن بگایی در سطح فراطبیعه واقعاً وجود داره و هست
دوشنبه یازده اسفند
.
.
.
خودِ جنس در اصل به ماهایی میگن که همه(فارغازجنسیت) ولمون میکنن
در واقع ما موجوداتی هستیم که گواه میدن بگایی در سطح فراطبیعه واقعاً وجود داره و هست
دوشنبه یازده اسفند
- ۱.۵k
- ۱۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط