{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خ

دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم اومدم بکشمش یهوگفت بابا ! راست میگفت من باباش بودم آخه خون من تو رگاش بود ! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم !
دیدگاه ها (۳)

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم...

دخترا به پنج گروه اصلی تقسیم میشن : ‌گروه اول دخترائی هستند ...

یه شب غضنفر به زنش ميگه خانم من امشب هوس نون بربري کردم. زنش...

...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۲#چند_پارتی#سونگمین-خفه نمیشی هااااااا (عربده...

شاهزاده دوست داشتنی من

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

part 2کنار رفت و آروم قدم برداشتم.. قبلش بهش شب بخیر گفتم و ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:5که کوک:باکی حرف میزدی ز...

p2ویو نامجون:خیلی عذاب وجدان داشتم یونا راست میگفت آخه سوآ ه...

رمان : قلب در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط