ات ویو

..

ات ویو
خرید هایی زیادی کردیم اما یچی نگرفتم لباس خواب اره
+ته من میخوام یه چیزی بخرم تو برو
-باهات میام
+نه
-مشکلی نیس
+*-* مگه گفتم مشکلیه گمشو بدو
-نمیخوام
+ایش
رفتم سمت لباس خواب اونم پشت سرم داشت میومد
+اینو.. اینو .. این *اشاره میدع به فروشنده
-چه خبره خواستگار برات داره میاد؟
+فضولی؟
-اوهوم
+مشکل من نیس دیگه
-ای بابا من گناه دارم
+هوف منو بگو چرا تو رو اوردم
-خب تو خونه همیشه لختی *نه منحرفا از لحاظ دیگه ای گفتم :/* دیگه من با الکس چه گناهی کردیم؟ که باید تو رو تحمل کنیم
+واااا خجالت بکش بچه مثلا مامانتم :/
-پنج سال ازم بزرگ تری افتخارم میکنی؟
+ایش
-خب گرفتی حساب کن بریم
+کارت!
-ای بابا
+چیزی نیاوردم
-پس این همه وسیله رو پولشو از کجات دراوردی؟
+مهم نیس برو میام
-بیا
+ممنون
وسایلم و گرفتم و پرت کردم سمت ته که تو هوا گرفت منم جلو تر از هم را افتادم
...
رسیدیم خونه
+اجوماااا امشب من شام درست میکنم مرخصی
-چی شنیدم؟
الکس : وای تازه حالم خوب شده بودا
+خفه شین غذا به اون خوبی درست میکنم نمیخورین
فلش بک
-این چیه؟
+دوکبوکی با رامیون
الکس : بخور بچه
- تو بخور
هردوشون شروع کردن به خوردن
+خوب شد؟
-چرا *سرفه.. انقدر شیرینه؟
الکس : *سرفه... اجوماااا.. اب
.....

+خو بجای نمک حالا شکر ریختم چی شد مگه
دیدگاه ها (۰)

هیچی *-*الکس : اره *-* +خفه شین برین لباساتون و عوض کنین همه...

لباسم و پوشیدم و رفتم سمت اتاق ته درشو باز کردم مشغول بستن ک...

-اها ...... ۵سال بعد ات ویو رو مبل دراز کشیده بودم چشمامو بس...

دوستان این یه هفته رو نمیتونم پارت بزار ولی تا جایی که بتونم...

آبنبات تلخ

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط