{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ش مثل شین آباد

ش مثل شین آباد


یادت می آید روزگاری که به مدرسه می رفتی چه شوقی داشتی؟ 
یادت می آید دبستانی که بودی از تو می پرسیدند، می خواهی بزرگ که شدی چه کاره شوی؟ 
دکتر، مهندس، معلم، کشاورز و تمام آرزوهای قشنگی که حتی در بازی‌های بچگی‌ات آن نقش ها را بارها و بارها بازی کرده‌ای، آری هر یک از این ۲۸ دختر ده ساله شین آبادی و تمام دختران و پسران ایران زمین، هر روز صبح با هزار آرزو به مدرسه می روند. 
از دراز کشیدن جلوی تلویزیون، مشق نوشتن‌ها و پاها را در هوا تکان دادن، آرزوی بستنی قیفی و خاله بازی کودکی تا عروسک های قشنگ دختران شین آبادی، عروسک هایی که صورت شان به زیبایی صورت دختران شین آبادی بود و این دختران ده ساله مادر عروسک های یک وجبی بازی‌های کودکانه‌شان بودند، درست مثل بازی‌های کودکی ات؛ مادران کوچکی که بالشت کوچکی روی پاهای خود می گذاشتند،


#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۲)

ش مثل شین آباد عروسک هایشان را تکان می‌دادند و برای آن‌ها لا...

ش مثل شین آبادشوق دانش آموزان شین آبادی در شعله های آتش سوخت...

ش مثل شین آبادروز حادثه آیینه عقد مادر شکست، پدری با صورت خی...

ش مثل شین آبادقصه از آن جا شروع شد که در شمال غرب ایران دختر...

KIM V

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط