{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 37🌼

ایلین: صبحانمون رو خردیم و راه افتادیم سمت کمپانی

شوگا: امروز میرم و با خانوادم در مورد اون موضوع صحبت میکنم

نامجون: کدوم موضوع

ایلین: راستش منو شوگا تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم

جونگکوک: این خبره خوبیه ولی مطمئنی هیونگ

شوگا: ارع من از تصمیمم کاملا راضی هستم من ایلینو خیلی دوس دارم

تهیونگ: اوکی ولی با رفتار اون روز مامان بابات فک نکنم قبول کنن

شوگا: حالا یکاریش میکنیم

ایلین: عه سلام اقای پی دی نیم

پی دی نیم: سلام دخترم تبریک میگم

ایلین: مرسی

پی دی نیم: خوب این قرار داد هس بیا بخون اگه مایل بودی امضاش کن

ایلین: چشم
خیلی هیجان داشتم وقتی فکر میکردم با استفاده از این قرار داد میتونم کمک زیادی به ارمی های کشورم کنم خیلی خوشحال شدم

جین: خوب عروس خانم تصمیمت چیه

ایلین: اهممم خوب ارع من موافقم

پی دی نیم: خوب خیلی هم خوب تبریک میگم کی میتونی اولین کنسرتت رو بزاری

ایلین: اهمم الان نمیخوام بزارم اول عشقم اول اهنگمو بنویسه بعد قبل از اینکه اهنگم منتشر شه کنسرت میزارم

تهیونگ: ولی اینجور شاید مشکل ایجاد شع
پی دی نیم: نه مشکلی ایجاد نمیشه

جیمین: پس بیاین ایلین رو بغل کنین دختر موفق

ایلین: بیاین اینجا ولی من هنوز یه سوپرایز دیگه هم براتون دارم

جیهوپ: خوب کلک سوپرایزت چیه

ایلین: خودتون میفهمید

شوگا: خوب بیاید بریم خونه منم برم پیش مامان بابام...
دیدگاه ها (۲)

پارت38🌼شوگا: ایلین با اعضا رفت خونه منم رفتم سمت خونه پدر ما...

پارت39🌼شوگا: رفتم یه مشروب گرفتم و نشستم خوردم و گریه کردم ا...

پارت36🌼جونگکوک: راستش اون روز که با درسا حرف زدی من خجالت کش...

پارت 35🌼(شب) ایلین: مامان بابا پاشین بریم بیرون بگردیم بیرون...

پارت 8 نامجون نگران شد و اومد کنارم وایساد و گفت: نامجون: عز...

واکسن؟(بعد از شام)-بیان بچها بستنی آوردم هوپی. اووو دستت درد...

من و ملاقات با BTSpart «۹»من : نه پس دوستتون ندارم که پیشتون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط