{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه از اونجا شروع شد که عصبانی بود

قصه از اونجا شروع شد که عصبانی بود
گفت اگه دوسم داری ثابت کن
گفتم چه طوری؟
گفت تیغ و بردار و رگ دستتو بزن
گفتم مرگ و زندگی دست خداست
گفت پس دوسم نداری
تیغو برداشتم و رگمو زدم
وقتی تو آغوش گرمش جون میدادم
گفت اگه دوسم داشتی تنهام نمیزاشتی
گفتم اسکل کردی مارو دیوانه !!!
هیچی دیگه بعدش مردم …
دیدگاه ها (۲)

free from the court (p7)

پسر بد (67)

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 149✦...................

پارت3یونگی چند قدم عقب رفت، انگار ضربه‌ی سنگینی به قفسه‌ی سی...

part 53یونگی دستشو گرفت و گذاشت روی پای خودش و آروم آروم بان...

My lovely neighbor part : 55

بهش گفتم دوست دارم گفت اگه دوسم داری ثابت کن.گفتم چجوری؟تیغ ...

بهش گفتم دوست دارم گفت اگه دوسم داری ثابت کن.گفتم چجوری؟تیغ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط