دختری دلش شکست
دختری دلش شکست
رفت و هر چه پنجره رو به نور بود بست
رفت و هر چه داشت یعنی ان دله شکسته را پشت در گذاشت
صبح روز بعد
رفتگر لای خاک روبه ها
یک دل شکسته دید
ناگهان
توی سینه اش پرنده ای تپید
چیزی از کنار چشمای خسته اش
قطره قطره بی صدا چکید
رفتگر برای کفتر دلش
اب و دانه برد
رفت و تکه های ان دله شکسته را به خانه برد
سال هاست توی این محله
پشت هر دری
یک گل شقایق است
چون که مرد رفتگر
سال هاست
عاشق است.
رفت و هر چه پنجره رو به نور بود بست
رفت و هر چه داشت یعنی ان دله شکسته را پشت در گذاشت
صبح روز بعد
رفتگر لای خاک روبه ها
یک دل شکسته دید
ناگهان
توی سینه اش پرنده ای تپید
چیزی از کنار چشمای خسته اش
قطره قطره بی صدا چکید
رفتگر برای کفتر دلش
اب و دانه برد
رفت و تکه های ان دله شکسته را به خانه برد
سال هاست توی این محله
پشت هر دری
یک گل شقایق است
چون که مرد رفتگر
سال هاست
عاشق است.
- ۱.۵k
- ۱۰ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط