{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب نرفتم خونه . . .

دیشب نرفتم خونه . . .
صبح که رفتم بابام گفت : دیشب کجا بودی ؟
گفتم : خونه دوستم !
برداشت به ده تا از دوستام زنگ زد ؛ خدا خیرشون بده ،
هفت تاشون گفتن : دیشب خونه ما بوده !
دوتاشونم گفتن الان اینجاست
ولی خوابه بیدار شد میگم زنگ بزنه.









ولی حیرون معرفت اونی هستم که گفت::


اینجاست داره نماز میخونه نمیتونه صحبت کنه!!!
دیدگاه ها (۲)

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۷✦شب ویو✦ات ویو تو خونم محض احتیاط چنتا دوربین مخفی گذا...

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟎جونگکوک:تو واقعا اونو دوست داشتی، یعنی...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

جدایی

part 5ویو آناستازیا صبح از خواب پا شدم و روی تخت نشستم و به ...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط