{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#نفرتی_عاشقانه

#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟎

جونگکوک:تو واقعا اونو دوست داشتی، یعنی عاشقش بودی(اروم)
تهیونگ:اره دوستش داشتم ولی عاشقش نبودم، یعنی نمیشه اسم این دوست داشتنو گزاشت عشق، در حد عشق نبودیم.
جونگکوک:اگه تا چند روز دیگه برگرده، دوباره به هم برمیگردین؟( اروم)

تهیونگ گره ی دستاشو محکم تر کرد و با اخم گفت.

تهیونگ:چی میگی برای خودت، تا وقتی که تو پیشمی هیچکس نمیتونه تو قلب من جا بشه.
جونگکوک:واقعا.
تهیونگ:اره. اون فقط یک دختر عموی ساده س نگران نباش قشنگم.

جونگکوک خودشو کمی بلند کرد و سیبک گلوش رو بو.سید. و لبخندی زد و خودشو بیشتر توی اغوش مرد جمع کرد.
و هردو بعد از کمی حرف زدن و لاس زدن به خواب رفتن.
___

پسر همینطور که کیکش رو میخورد تمام اتفاقات دیشب درمورد دختر عموی تهیونگ رو به جیمین گفت.

جیمین:پسر به نظرم وقتی این دختره اومد اصلا نزار نزدیک تهیونگ بشه.
جونگکوک:یعنی در این حد خطریه.
جیمین:اره پس چی با خودت فکر کردی.
جونگکوک:باشه خوب حواسم هست.
جیمین:افرین، حتی نزار زیاد به تهیونگ حرف بزنه.
جونگکوک:باشه، ولی اونا دوستای بچگیه هم بودن.
جیمین:ابله احمق خودتم داری میگی دوست، ولی اینجا تو دوست پسرشی.
جونگکوک:راست میگی جیمین اون مال منه متعلق به منه، اون دختر نمیتونه تهیونگ رو ازم بگیره.
جیمین:اره، همینه همیشه حق با منه.
جونگکوک:حالا پررو نشو کوتوله.
جیمین:ایشش یک دقیقه نمیشه باهات مثل ادم حرف زد.
جونگکوک:جوجه ی کی بودی تو.
جیمین:خودم.
جونگکوک:خودت نه گلم، جوجه ی یونگی هیونگی.( نیشخند)
جیمین:بی حیا تو که ادم بشو نیستی، بعدم من جوجه ی کسی نیستم.

جونگکوک خنده ای سر داد و دستشو زد رو شونه ی رفیقش.

جونگکوک:خاک بر سرت کنن که برای همه دکتر عشقی ولی برای خودت مفت نمی ارزی.
جیمین:منظورت چیه پفیوز.
جونگکوک:احمق منظورم اینه که تو انقدر بی خیال و سر به هوا نیستی متوجه نمیشی که یک نفر بهت حس داره.
جیمین:چی؟
جونگکوک:اره عزیزم بهتره از سینگلی در بیای.
جیمین:کی.
جونگکوک:احمق، یونگیی.
جیمین:واقعا.
جونگکوک:نه من کرم کو...ن دارم میام دروغ میگم.
___

تهیونگ:شب یوجین مارو به پارتیش دعوت کرده.
جونگکوک:عه خوبه دیگه منم جیمینو باخودم میارم.
تهیونگ:هوم.
جونگکوک:ته ته.
تهیونگ:جانم.
جونگکوک:میدونی که بین یونگی هیونگ و جیمین یک چیزایی هست.
تهیونگ:اره خب چه کاری از دست ما بر میاد.
جونگکوک:بیا یک نقشه ای بریزیم این دوتارو سر و سامون بدیم.
تهیونگ:خب چیکار کنیم عشقم از دست ما که کاری بر نمیاد.
جونگکوک:خب مثلا بیا از امروز شروع کنیم ما که میخوایم بریم پارتی پس من به جیمین زنگ میزنم میگم که ما میریم دنبالش اونم که قبول میکنه ولی بجاش هیونگ رو میفرستیم بره دنبالش، نظرت چیه.
تهیونگ:عالیه( خنده)
پس من به جیمین زنگ بزنم.

پسر گوشیش رو گرفت و روی شماره ی رفیقش زد و بعد از چند بوق صدای نفس نفس جیمین اومد.

جیمین:الو بله کوک.
جونگکوک:کجایی احمق که انقدر نفس نفس میزنی.
جیمین:هیچی از بیکاری اومدم پیاده روی.
جونگکوک:ای لاشی زنگ میزدی میومدم باهم میگشتیم تازه غیبتم میکردیم.
جیمین:نمیخاد من با متاهلا نمیگردم تو فعلا برو پی عشق بازیت با اون مردک.

تهیونگ چشماش چهار تا شد که جونگکوک قهقهه ای زد.

جونگکوک:چقدر تو با نمکی.
جیمین:اره دیگه چیکار کنم، خب بگو کارتو.
جونگکوک:اها راست میگی، خب شب یکی از دوستام که فکر کنم بشناسیش یوجین، همون پارتی گرفته ماهم دعوتیم، خواستم بگم که تورو هم میبرم با خودم.
جیمین:اها همون یارو شیرموز خور.
جونگکوک:اره.
جیمین:اوکی میام.
جونگکوک:میام نه ما میایم دنبالت.
جیمین:واا چرا خودم که دست و پا دارم.
جونگکوک:نچ نچ خوب نیست پسر دم بخت تنهایی تو کوچه خیابون ول بچرخه.
جیمین:لازمه بگم زارت؟ چرا چرت میگی پسر دیگه دارم شک میکنم که بجای مغز تو سرت یکم پهنه.
جونگکوک:ایی چندش قطع میکنم گود گود.
جیمین:بای بای.

جونگکوک گوشی رو قطع کرد و نگاهشو به مرد رو به روش داد که داشت با دهن وا رفته و چشمای متعجب نگاهش میکنه.

تهیونگ:شما همیشه انقدر با بی ادبی و فحش های رکیک حرف میزنین.
جونگکوک:اره مگه چشه اصلا تو خودت با رفیقات چطوری حرف میزنی
تهیونگ:والا منو رفیقا بیشتر درمورد کار صحبت میکنیم حتی اصلا همون صحبتم نمیکنیم.
جونگکوک:شما احمقین من چیکار کنم.

شرط
کامنت ۳۰
لایک ۳۰
بازنشر ۱۰
دیدگاه ها (۴)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟏پسر کوچیکتر همونطور که با اون استایل ج...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟏جیمین خواست با لگد جونگکوک رو بزنه که ...

🤣🤣🤣

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟗«یک هفته بعد»همه دور میز شام نشسته بود...

پارت³که یهو ات با وحشت بیدار شد و به تهیونگ با ترس نگا میکرد...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒𝟖هردوشون چند لحظه فقط به هم نگاه کردن. همو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط