{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی یک چمدان است که می آوری اش

زندگی یک چمدان است که می آوری اش
بار و بندیل سبک میکنی و می بری اش
خودکشی مرگ قشنگی که به آن دل بستم
دست کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم
گاه و بی گاه پر از پنجره پای خطرم
به سرم میزند این مرتبه حتما بپرم
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیز ترین حالت غمگین شدن است
بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم ؟
با غم انگیز ترینن حالت تهران چه کنم ؟
بی توپتیاره پاییز مرا میشکند
این شب وسوسه انگیز مرا میشکند (۲)
قبل رفتن دو سه خط فحش بده داد بکش
هی تکانم بده نفرین کن و فریاد بکش
قبل رفتن بگذار از ته دل آه شوم طوری از ریشه بکش اره که کوتاه شوم
مثل سیگار خطرناک ترین دودم باش شعله آغوش کنم حضرت نمرودم باش
هر پسر بچه که راهش به خیابان تو خورد
یک شبه مرد شدو یکه به میدان زد و مرد
من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم
و از آن روز که در بند توام آزادم
چای داغی که دلم بود به دستت دادم
آنقدر سرد شدم از دهنت افتادم
میپرم دلهره کافیست خدایا تو ببخش
خودکشی دست خودم نیست خدایا تو ببخش
بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم ؟
با غم انگیز ترینن حالت تهران چه کنم ؟
بی توپتیاره پاییز مرا میشکند
این شب وسوسه انگیز مرا میشکند (۲)

Amir Azimi
دیدگاه ها (۱)

ماهیان شهر ها از گربه ها وحشی ترند موش های این حوالی گربه را...

:-(

پسر:پدر فقر چند روز طول میکشد ؟ پدر :چهل روز پسرم پسر :یعنی ...

پادشاه زندگی....

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

اول مهرپاییز.۱۴۰۵/۷/۱پاییزشعری ست. محکم و گرم

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط