{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هانتر

#هانتر

پارت ۲۷


درسته ذات خرابی میخواد تا از کوچیک شمرده شدن دیگران لذت ببری..
اما همینکه برای اون کار صحنه سازی کرد و حتی شالقی به اون پسر نزد..
یعنی اونقدر ها هم کثیف نیست..!
صدملیون هیچ ارزشی براش نداشت..!
اون فقط دلش یک بازی جدید میخواست..
"بازیِ جدید.
یک "مهره برای
با دیدن نزدیک شدن دوتا دختر بهش سری بلند کرد تا مطمئن بشه همون اشخاص مورد نظرشن..
_ های جئون!
های لیدی..
نانسی با قیاقه ای یُبس روی صندلی ای دورتر از جونگکوک و الرا نشست و بهشون خیره شد..
ولی الرا دقیقا کنار جونگکوک نشست ؛
جونگکوک سرش رو کنار گردن الرا برد و زیر گوشش نجوا وار گفت : فکر کنم میس الرا
بخاطر من این تیپ و زده..! مگه نه!؟
تاجایی که یادمه همه لباس هات دارک و گشاد بودن! این لباس جذب و بدن نما..اوه..
_از هوشت خوشم میاد جئون جونگکوک
میس الرا !؟ تو از چیزیم خوشت میاد؟
اوه یعنی من باید مفتخر باشم ؟
_ من باید اینو بگم !
نانسی : الرا بخاطر چی اومده بودیم ؟_ التماسم کن..چیز سختیه؟ میتونی در عوضش صد ملیون رو بهم بدی؟
پس التماس کن..زانو بزن
نانسی روی پاهاش خم شد و شروع کرد به هق هق کردن..
نانسی : خ..واهش هق میکنم..
جونگکوک که از دیدن این صحنه کالفه شده بود و حالش بهم میخورد عصبی رو ب جانگ
کرد و گفت
_ جفتشونو بفرست برن..حالم داره ازشون بهم میخوره..
رو به نانسی کرد و گفت : از آدم های قدر نشناس هم خوشم نمیاد
صدای پاشنه کفش های براق و گرون قیمتش اکو شد و جونگکوک روی میزش نشست
موقع خروجه نانسی تنها چیزی که از دهان الرا خارج شد : حالم ازت بهم میخوره..با بقیه هیچ
فرقی نداشتی
بود..
نانسی بدون حرفی سرش رو پایین انداخت و از اونجا دور شد و الرا تنها ریکشنی که میتونست
نشون بده یک پوزخند بود..یک پوزخند که هزاران درد رو بهمراه داره..
توهم مثل بقیه برام مردی..
خواست قدمی به سمت بیرون برداره و بره که صدای جونگکوک تو گوشش پیچید..
_ وایسا ، زوده برای رفتن
کاری باهام داری؟
_ تنها چیزی که تو زندگیم یاد گرفتم اینه که هیچکسی ارزشش و نداره که حتی بخاطرش ذهنت
رو درگیر کن
دیدگاه ها (۰)

#هانترپارت ۲۸_ جونگکوک شی .. مینهو + مینهو ...دارن میارنش.. ...

#هانترپارت ۲۹همه یک روز تنهات میزارن اینطور نیست؟ چطور شده ک...

#هانترپارت۲۶گوشیش رو برداشت و شماره نانسی رو گرفت : کجایی دخ...

#هانترپارت ۲۵داره مثل سگ واسه عمارتم کار میکنه! پول نداره به...

Christopher

۰چندپارتی☆درخواستی>>>p.2_ات خوشگلم چرا عصبی میشی ...بیا اینج...

#رُز_زخمی_من part. 74*لبخند گرمی روی ل*ب های ات نشست،و گفت*ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط