{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه ای کوتاه***

عاشقانه ای کوتاه***

صبح چشام بستس
یهو گرمی یه چیزیو رو لبام حس میکنم
چشمامو باز کنم ببینم باحس داری منو میبوسی
بعد بگی : صبح بخیر عشقم
منم انگشتمو بزارم رو لبت بگم : هیییس
من ادامه بوسمو میخوااام^____^
دیدگاه ها (۳)

سرعتشو کم کرد ✘✘کشید کنار خیابون ✘✘شیشه رو داد پایین ✘✘یه شب...

«»

آقای غواص قررربانتفدا ا ا ترتبه جها ا ا نیه پرسپولیسو تو هست...

تاریخ انتشار 94.5.31

I'm not jealouspart 42نفس های داغشو کنار گوشم احساس میکردم ی...

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

ببینید تو این پست میتونید هر سوالی داستین بپرسین و هر درخواس...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۳۸ویو فردا دیروز به محض اینکه رسیدم خونه لباسامو عوض کرد...

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط