{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخانهی بیتیاس چ میگذرد

درخانه‌ی بی‌تی‌اس چ میگذرد؟
*.*.*.*.*.*.*
جین ـ وای واییی من چقد ناز عستمم چقده انسان خاص هستممم اها اهااا*قر میده*
جونگکوک ـ جین هیونگگگگ*داد*
جین ـ جیغغ...اهم چیه؟
جونگکوک ـ ی شعر ساختم بخونم؟
جین ـ ب جانِ مایتابه‌هام اگه چرت باشه همین شعرو از پهنا میکنم تو....
جونگکوک ـ ن بخدا خوبه
جونگکوک ـ میدونستی ننه ننه ننه
مدرسه بده بده بده
چرا منو زاییدی
تو ک دهنمو گاییـ...
جین ـ چ غلطاااااا*عربده*
یونگی ـ بجان ناریگام قسم اگه نکشتمتووونننننن
جونگکوک ـ تقصیر جین هیونگه، داشتم شعر میخوندم عربده کشید😂
جین ـ جدی میفرمایید؟
نامجون ـ بچهااااااا آشپزخونه سوختتتت
تهیونگ ـ باز چیکا کردی؟
نامجون ـ بخدا ی نودل ساده بود..
تهیونگ ـ بچها بردا عروسیمه
جونگکوک ـ راس میگه! عجیجم کی بچه بیاریم؟*اشاره ب ته*
تهیونگ ـ باتو نمیخام ازدواج کنم ک، یونتان، همسرِ قشنگم
یونتان ـ کسی ب شوعرم چش نداشته باشه..ددی..بوسم کن
تهیونگ ـ ماااچچچچ
جونگکوک ـ بیشورررر هقققق،،اشکال ندارع شیرموزای قشنگم..اماده این باهام ازدواج کنین؟
جیمین ـ از بحث ازدواج بکشین بیرون اشپزخونه جزقاله شدددددد*داد*
یونگی ـ خابم میادددددددد
جین ـ قابلمه هاااممممم*داد*
نامجون ـ کلید دوچرخم کو؟ برم ایران اونجا خوبه
تهیونگ ـ جین با خودش برد
نامجون ـ عیبابا..
ـــ
حیمایت؟
مغزم ارور داد😂
دیدگاه ها (۲۱)

عشق‌یهویی³⁹(هاهااااا گذاشتممم🐸🤍) ات‌ویوتهیونگ..داشت اون دختر...

عشق‌یهویی⁴⁰ات‌ویورسیدم ب ی درههومم هوا چقد خوبه..پاهامو از د...

عشق‌یهویی³⁸ات ـ پس منم ویسکی ۶۰ درصد میل میکنمتهیونگ‌ویواین ...

عشق‌یهویی³⁷ات‌ویوهمینطوری داشتم میگشتم ک دخترا تماس تصویری گ...

پایانی بی آغازp10داشتم میرفتم آشپزخونه که یهو اون سه تا اسکل...

ᴘᴀʀᴛ 1ویو ا/ت ۱ساله با تهیونگ به اجبار ازدواج کردم. بابام به...

#دوستی_اجباری #پارت_۱۲نامجون تمام اتفاقات رو برای جونگکوک تع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط