اصیل زاده ...
اصیل زاده پارت۴
بعد از کلی حرف زدن رفتم خوابگاه
پرش زمانی فردا صبح
از خواب بیدار شدم بل بیدار بود ات= هوی کی بیدار شدی بل= تازه بعد از آماده شدن باهم رفتیم پایین که همون پسر مو یخی اومد جلو دراکو= سلام صبح بخیر بل= سلام صبح بخیر ات= شما دوتا کی صمیمی شدین بل= بعد از اینکه رفتی دراکو اومد پیشم و گفت که باهات حرف زده منم اولش گفتم خوب که چی
بعد توضیح داد منم گفتم باهم فامیلیم ات= آها بریم بل= اره و رفتیم سر میز صبحانه هنوز نرسیده بودیم که همون پسر دیشبه اومد گفت وود= ببخشید بخاطر حرفهای دیشبم ورفت منو نشستم روی میز و بل گفت کدوم حرف،این پسره کیه دیگه منم گفتم چیزه خاصی نیست بل= ولی باید همین الان بهم بگی
چی شده ات= باشه منم براش تعریف کردم بل= آها چرا بدون من رفتی پیش عمه ات= یک چون دلم خواست دو تو که سرت شلوغ بود بل=
ولی درکل باید به منم میگفتی نباید تنها میرفتی ولی اشکال ندارن امروز من میرم
بعد از کلی حرف زدن رفتم خوابگاه
پرش زمانی فردا صبح
از خواب بیدار شدم بل بیدار بود ات= هوی کی بیدار شدی بل= تازه بعد از آماده شدن باهم رفتیم پایین که همون پسر مو یخی اومد جلو دراکو= سلام صبح بخیر بل= سلام صبح بخیر ات= شما دوتا کی صمیمی شدین بل= بعد از اینکه رفتی دراکو اومد پیشم و گفت که باهات حرف زده منم اولش گفتم خوب که چی
بعد توضیح داد منم گفتم باهم فامیلیم ات= آها بریم بل= اره و رفتیم سر میز صبحانه هنوز نرسیده بودیم که همون پسر دیشبه اومد گفت وود= ببخشید بخاطر حرفهای دیشبم ورفت منو نشستم روی میز و بل گفت کدوم حرف،این پسره کیه دیگه منم گفتم چیزه خاصی نیست بل= ولی باید همین الان بهم بگی
چی شده ات= باشه منم براش تعریف کردم بل= آها چرا بدون من رفتی پیش عمه ات= یک چون دلم خواست دو تو که سرت شلوغ بود بل=
ولی درکل باید به منم میگفتی نباید تنها میرفتی ولی اشکال ندارن امروز من میرم
- ۶۶۰
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط