{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین قطره ای که به کاغذ خورد

اولین قطره ای که به کاغذ خورد
گمان کردم باز باران گرفته
اما این بار
قلم بود که خودسرانه میبارید...
دیدگاه ها (۱)

اوا قلم باز داشتیم من خبر نداشتم 😦🥀( فکر می کردم همه قلم ها ...

ایتایار:ترامپگ... خوردبا قاتل رهبرت بری مذاکره کنی ، توافق ک...

میگماااا

ماجرا های ویکی ژون

اگه این ویدیو 50 لایک خورد باز از این میزارم

ترامپ: آنچه من امضاء کردم یک تکه کاغذ بود و من نیازی به آن ت...

ما را به سخت جانی خود این گمان نبودلبیک یا خامنه ای#لبیک_یا_...

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

اگر این پَنجره در سینه یِ دیوار نبودو کنارَم ، قَلم و کاغذ و...

بچه ها این پیجم دستم خورد پاکش کردم توروخدا فالوم کنید😭😭

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط