{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نـفـرتــ

نـفـرتــ
𝑯𝒂𝒕𝒆
𝑷𝒂𝒓𝒕:⁸
لب لوچشو آویزون کرد

یونا: بد شد پیشنهاد جونگکوک‌ بود میرم بهش میگم دونفره بازی کنیم

+ نه وایسا منم میام

به دنبال اریکا راه افتادم.... با دیدن جونگکوک‌ که توپ به دست بود رفتیم سمتش

کوک: خب منو یونا تو تنها لیا

با اینکه نمیدونستم چطوری فوتبال بازی میکنن اما قبول کردم.... جونگکوک‌ و یونا رفتن سمت چپ و منم تکی سمت راست ایستادم

کوک: اول من شوت میکنم

به سمت شوت کرد، به سمت توپ دویدم که از کنارم گذشت داد جونگکوک‌ بلند شد

کوک: گل شد گل

رفتم توپ رو گرفتم خواستم شوت کنم که یونا گفت

یونا: چون ما بردیم دوباره نوبت ماست تا شوت کنیم

توپ رو تو دستام گرفتم و بردم سمت یونا، یونا توپ رو شوت کرد که از کنارم رد شد افتاد تو استخر.

یونا خواست بره سمت توپ که جونگکوک‌ با عصبانیت اسمشو صدا کرد.

کوک: یونا.

برگشت سمت کوک و سوالی نگاش کرد.

یونا: بله.

کوک: بزار لیا توپو بیاره.


نگاهی به استخر انداختم که توپ وسط توی آب معلق بود.

+ اما من ننداختمش تا بیارم.

جونگکوک‌ پوزخندی زد.

کوک: پس دیگه باهات بازی نمیکنیم، بریم یونا.

خواستن برم، دلم نمی‌خواست اینجوری بشه، برای همین بی میل گفتم.

+ باشه میارم فقط باهام بازی کنید.

پوزخند جونگکوک‌ پر رنگتر شد و توی گوش یونا چیزی می‌گفت

نگاهمو ازشون گرفتم و به سمت استخر حرکت کردم،
خم شدم و دستمو به سمت توپ دراز کردم اما دورتر از چیزی بود که فکرشو میکردم
، کمی خودم جلو کشیدم، آب استخر به دامن لباسم خورد و باعث شد تا تیکه ای از دامنم خیس بشه.

+جونگکوک‌ نمیتونم بیارمش.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

P10 .MY GOOD MISTAKE.

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط