درخواستی
#درخواستی
#دوپارتی
وقتی.....
Part 1
فلیکس یه مافیا بود و توهم یه دختر عادی که با فلیکس توی یه بار آشنا شدی و اون توی نگاه اول عاشقت شد و بدون هیچ مقدمه ای ازت خواستگاری کرد و باهم ازدواج کردین دیروز که سالگرد ازدواج تو و فلیکس بود اون برات یه گربه ی سفید پشمالو به نام سویتی به عنوان هدیه خریده بود و توهم که عشق گربه بودی و توی همون چند ساعت اول حتی بیشتر از فلیکس عاشقش شدی با فلیکس براش یه خونه مخصوص خودش گرفتین و بخاطر اینکه فلیکس بدش میومد گربه هرروز توی خونه باشه خونه ی سویتی رو روی حیاط گذاشته بودین چند روزی میشد که سویتی عضو خانواده دونفره اتون شده بود یروز که از خواب پاشدی و میخواستی به سویتی سر بزنی دیدی نیست همه جای خونه رو با بادیگارد و خدمتکار های خونه گشتی ولی نبود که نبود تو که حسابی به سویتی وابسته شدی بودی زدی زیر گریه و در همون حین زنگ زدی به فلیکس که رفته بود سرکارش
_الو جانم ا/ت سریع کارتو بگو وسط جلسه ام
+فلیکس سویتی(گریه)
_سویتی چش شده فدات شم؟
+گم شده بیا خونه(گریه)
_عزیزم الان که نمیتونم بیام وسط جلسه ام هروقت کارم تموم شد میام
+یا همین الان میایی یا طلاق
_عزیزم میگم نمیتونم طلاق دیگه چیههه
+همین که گفتم اگر تا نیم ساعت دیگه خونه نباشی باید با برگه های طلاق بیایی
_عزیزم!
+(قطع کرد)
_اه لعنت به این وضع
ادامه دارد......
#دوپارتی
وقتی.....
Part 1
فلیکس یه مافیا بود و توهم یه دختر عادی که با فلیکس توی یه بار آشنا شدی و اون توی نگاه اول عاشقت شد و بدون هیچ مقدمه ای ازت خواستگاری کرد و باهم ازدواج کردین دیروز که سالگرد ازدواج تو و فلیکس بود اون برات یه گربه ی سفید پشمالو به نام سویتی به عنوان هدیه خریده بود و توهم که عشق گربه بودی و توی همون چند ساعت اول حتی بیشتر از فلیکس عاشقش شدی با فلیکس براش یه خونه مخصوص خودش گرفتین و بخاطر اینکه فلیکس بدش میومد گربه هرروز توی خونه باشه خونه ی سویتی رو روی حیاط گذاشته بودین چند روزی میشد که سویتی عضو خانواده دونفره اتون شده بود یروز که از خواب پاشدی و میخواستی به سویتی سر بزنی دیدی نیست همه جای خونه رو با بادیگارد و خدمتکار های خونه گشتی ولی نبود که نبود تو که حسابی به سویتی وابسته شدی بودی زدی زیر گریه و در همون حین زنگ زدی به فلیکس که رفته بود سرکارش
_الو جانم ا/ت سریع کارتو بگو وسط جلسه ام
+فلیکس سویتی(گریه)
_سویتی چش شده فدات شم؟
+گم شده بیا خونه(گریه)
_عزیزم الان که نمیتونم بیام وسط جلسه ام هروقت کارم تموم شد میام
+یا همین الان میایی یا طلاق
_عزیزم میگم نمیتونم طلاق دیگه چیههه
+همین که گفتم اگر تا نیم ساعت دیگه خونه نباشی باید با برگه های طلاق بیایی
_عزیزم!
+(قطع کرد)
_اه لعنت به این وضع
ادامه دارد......
- ۱۴.۶k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط