{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#مافیا_عزیز_من

#مافیا_عزیز_من
#Part5
فلیکس: به چی فکر میکنی؟!

ت.و: امممممم هیچی.

ت.و: تشنمه.

فلیکس هر چقدر داد زد که نگهبانا یا خدمت کار ها بیان اثری نبود.

فلیکس: فعلا بهشون کاری ندارم بزار برم یه لیوان آب بیارم بعدا بهشون میگم.

فلیکس از اتاق میره بیرون همون لحظه یه حسی بهت میگه بهش بگو که دوستش داری ولی یهو یه دست میاد و جلوی دهنت رو میگیره و میگه...

.... : اگه جیغ بزنی هم اونو میکشم هو تو رو.

تو ترسیده بودی و نمیخواستی اونو بکشن پس همون جوری موندی.

فلیکس اومد داخل اتاقو تو رو با اون دید دستش رو برد سمت اسلحه اش که یهو اون گفت

.... : اگه کاری بکنی اون میمیره.

فلیکس: بعد کشتن خانواده ام نوبت کسیه که دوستش دارم این دفعه ازت نمیگذرم

مجبور شد بخاطر تو اسلحه اش رو بذاره کنار.

فلیکس: هرچی میخوای بردار برو ولی اگه دستت به اون بخوره، زندت نمیذارم.

تو نفهمیدی چی شد فقط بیهوش شدی و چیزی ندیدی وقتی بیدار شدی فلیکس بالا سرت بود و تیر خورده بود و بدن کسی که تورو گرفته بود یه سمت اتاق بود.

ت.و: کشتیش؟!

فلیکس: حالت خوبه؟! نه می میخواستم بکشمش ولی الان میره زندان و اونجا کشته میشه. اَههههه آییییی

ت.و: بهترم ولی تو تیر خوردی!

فلیکس: چیز نیست از این بدترم سرم اومده.

ت.و: پاشو بریم دکتر یا یه دکتری چیزی خبر کن داره ازت خون میره. 😰

فلیکس: الان نگرانمی؟! 🥺

ت.و: الان وقت این حرفا نیست😭😭😭

فلیکس: باشه الان میرم گریه نکن😅

ت.و: منم میام.

فلیکس: نه. البته نمیتونم بزارم اینجا بمونی ممکنه دوباره ببینن نیستم بیان.

ت.و: یعنی میتونم بیام؟!

فلیکس: کار دیگه ای نمیتونم بکنم.

ت.و: ممنون که میذاری بیام.

فلیکس: از کی تاحالا اینجوری باهام حرف میزنی؟!

ت.و: فعلا بروو.

باهم میرید سمت اتاقی که قبلا بیهوش شده بودی اونجا بودی(اولین جایی که هم رو دیدین)
دیدگاه ها (۸)

سلاممممم به همتونننننننننننن. خوشگلا لطفا اگه از پستام خوشتو...

#مافیا_عزیز_من#Part6فلیکس: امم اینجا اتاق دکتره یادته که. ت....

#مافیا_عزیز_من#Part4میرید سر میز ولی هنوز غذا آماده نیست فلی...

خوشگلا ادیت زدم ببینید خوب شده... 🫶🏻💗🥹🌕

#مافیا_عزیز_من#Part7فلیکس: باهام میای؟! اخه نمیتونم تنهات بز...

#مافیا_عزیز_من#Part8ذهن ت.و: یعنی میخواد چیکار کنه؟! چشماتو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط