{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Mine✨

Mine✨
Part:19

رایلی مشتاق بود تا حرفای جونگکوک و بشنوه
یکم گیج شده بود که یعنی جونگکوک چه حقیقتایی رو بهش بگه
جونگکوک شروع به حرف زدن کرد
جونگکوک:میدونی چرا تورو انتخاب کردم برای این ازدواج؟ تو ادم مهربونی هستی همه رو دوست داری و با همه رفتارت خوبه هیچ وقت دل کسی رو نمیشکونی و پول و ثروت برات مهم نیست تو دوست داری جون مردم رو نجات بدی میدونی من تورو انتخاب کردم چون اگر قراره یه عمر باهم زندگی کنیم من نیاز به کسی دارم که مرحم زخمام باشه کمک کنه بهم بتونه صادقانه دوستم داشته باشه هوم این دلیل انتخاب تو بود هیچ وقت به این ازدواج به چشم یه ازدواج اجباری نگاه کن
رایلی:این حرفا
جونگکوک حرفشو قطع کرد و گفت
جونگکوک:از روزی که اومدی با خودت رنگ و رو اوردی به این خونه تو فک میکنی اینجا قبلا هم همینقدر پرارامش و پر شور و شوق بود فک میکنی قبلا صدای خنده توی این خونه پر بود؟نه اینا همه باوجود تو فراهم شد و الانم میگی من مهم نیستم؟
رایلی:اخرش چیه اخره این حرفا چی میخوای بگی
جونگکوک:هیچ وقت فک نمیکردم اینطوری بخوام اعتراف کنم ولی چه میشه کرد رایلی تو نوری شدی توی زندگی تاریک من ، من عاشقتم هیچ وقت فکرشم نمیکردم نمیخواستم قبولش کنم ولی دیگه طاقت ندارم که تو ازم دور باشی که تو فک کنی دوستت ندارم من عاشقتم کوچولو

رایلی فک میکرد قدرت تکلمش و از دست داده نمیدونست چی بگه که جونگکوک گفت: تو میتونی هرچقدر که میخوای فک .....
کلمه اخرش و رایلی قط کرد و خیلی سریع گفت:منم عاشقتم
و دوید رفت تو اتاقش
جونگکوک لبخندی زد و زیرلب گفت :دخترکوچولوی بانمک
و رفت دنبالش توی اتاق نشست روی تختش و گفت
جونگکوک:حالا دیگه واقعی زن و شوهریم و اینجوری از ابراز علاقه به من خجالت میکشی؟
رایلی از زیر پتو گفت:اره
جونگکوک پتو رو از سرش کشید کنار و صورتش و نزدیک صورت رایلی کرد و گفت:میدونی خجالتی که میشی چقدر کیوت و خوردنی میشی
جونگکوک فرصت حرف زدن به دخترک نداد و ل/ب هاش و روی ل/ب های دختر گذاشت
(بقیش هم با ذهن پاک خودتون تصورش کنین)

حمایتا فراموش نشه ستاره هاممم ✨
دیدگاه ها (۵)

Mine✨Part:18رایلی حس عجیبی رو این چند وقت احساس کرده بود نمی...

Mine ✨Part:17بعد از تعریفی که جونگکوک از دستپخت رایلی کردرای...

Mine✨Part:14خیلی زود به خونه رسید که متوجه صدای خنده های رای...

Mine✨Part:15اونشب جونگکوت بدون هیچ خیال و نگرانی خوابید احسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط