{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرم

پدرم
آرزو هایم را قورت می داد
تا چشمانم مه گرفت
چون
دستش مانند
پای برادرم همیشه لخت بود ...
چقدر صورتم
بوی زحمت می گیرد
وقتی نوازشم میکند !
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۶: سایه‌ای در سکوتهنوز نفس‌نفس می‌...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط