{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردم شهر سیاه

مردم شهر سیاه خنده هاشان همه از روی ریاست دلشان سنگ سیاست ما در این شهر دویدیم و دویدیم چه سود؟ هر کجا پرسه زدیم،خبر از عشق نبود و تو ای مرغ مهاجر که از این شهر گذر خواهی کرد نکند از هوس دانه ی گندم به زمین بنشینی!
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وسوم: روزی که زنده بودیم---صبح.چشمانم...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز ا/ت و مایکیشب کریسمس در توکیو ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوازدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌رود---لعنت به ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے²چشم‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط