مردم شهر سیاه
مردم شهر سیاه خنده هاشان همه از روی ریاست دلشان سنگ سیاست ما در این شهر دویدیم و دویدیم چه سود؟ هر کجا پرسه زدیم،خبر از عشق نبود و تو ای مرغ مهاجر که از این شهر گذر خواهی کرد نکند از هوس دانه ی گندم به زمین بنشینی!
- ۲.۰k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط