وحشی
وحشی
پارت 11
+۱۸
زنگ خونه عمومو زدم در باز شد رفتم داخل
ات هم از ماشین پیاده شد
عمو تهیونگ: تهیونگ جان بیا یکم کمکمون کن
تهیونگ: چشم اومدم
رفتم داخل دختر عموم پرید بغلم
جی یه اون: سلامم تهیونگا
تهیونگ: سلام خوبی میشه ولم کنی (نه خوشمان امد😂)
جی یه اون: این سفر رو بیا دوتایی باهم خوش بگذرونیم
تهیونگ: عامم همه باهم خوش میگذرونیم چمدونارو بیار بریم پایین میخوام با یه دختر اشناتون کنم
جی یه اون:چی.... دختر؟
ویو جی یه اون
وقتی تهیونگ گفت دختر حالم بد شد
جی به اون: چمدونا اونجای برو منم میام
رفتم اتاقم حالم خیلی بد بود یه اب به صورتم زدم و رفتم پایین همش این سوال های لعنتی تو مغزم تکرار میشد
اگه اون دختری که میگه زنش باشه چی؟
اگه تهیونگ نخواد با من باشه چی؟
اه بسه جی یه اون تهیونگ مال تو هیشکی نمیتونه بدزدتش اره همینه رفتم پایین خدایا چه دختر خوشگلی بود (مگه تهیونگ دختر زشت هم میپسنده دخترای من همشون خوشگلن ببینیم تهیونگ برا کدومتون میشه😂)
جی یه اون: سلام
ات: سلام شما باید دختر عمو تهیونگ باشی
جی یه اون: بله و شما؟
تهیونگ: ات دوس دخترم....
وحشی
پارت 12
+۱۸
تهیونگ: ات دوس دخترم
جی یه اون: ات... دوس دخترت؟
تهیونگ: اره
جی یه اون: خوش... خوشبختم
ویو تهیونگ:
جی یه اون رفت داخل ماشین نشست جونگ وو هم پشت سرش رفت تو ماشین یکم بعد زن عموم اومد هان رو توماشین گذاشت و...(احوال پرسی بوده😂)
ویو ات:
بعد از احوال پرسی با عمو و زن عموی تهیونگ رفتیم داخل ماشین نشستیم و راه افتادیم
ات: چرا دختر عموت انقدر ناراحت بود
تهیونگ: منو دوست داره من دوسش ندارم و ممکنه دو این سفر خیلی اذییتمون کنه
ات؛ اوم
راوی: ات رفد تو خودش گوشیشو برداشت و سعی کرد خودشو سرگرم کنه
تهیونگ: پیشی
ات: هوم(اروم)
تهیونگ: رفتی تو خودت چیشد ناراحت شدی عشقم
ات: نه(اروم و یکم بغض)
تهیونگ: پیشو گفتم من دوسش ندارم
ات: اوکیه (اروم)
تهیونگ: الان اوکی؟
ات: اوم
تهیونگ پس بیا یه بوس بده بهم
ات: باشه برا بعد
تهیونگ: اتت(یکم داد)
ات: چیه خووو سر من داد نزنا (بلند)
تهیونگ: ات میگم دوسش ندارم اعصابمنو خورد نکنا همینجا میزنم کنار میکنمتاااا (😂)
ات: همینت میونده
تهیونگ: تهش که مال منییی پیشووو من
ات: شایدم دختر عموت باشه
تهیونگ ماشینو نگه داشت به ات با عصبانیت نگاه کرد
ات: ببخشید برو برو(خنده)
تهیونگ: ینی قراره من عصبانی هم میشم تو بخندی؟
ات: شاید (خنده)
دوباره ماشینو روشن کرد وراه افتادن
باز ببینین چیکار میکنم براتون😂😂😂دو پارت باهم✌🏻😜😂
پارت 11
+۱۸
زنگ خونه عمومو زدم در باز شد رفتم داخل
ات هم از ماشین پیاده شد
عمو تهیونگ: تهیونگ جان بیا یکم کمکمون کن
تهیونگ: چشم اومدم
رفتم داخل دختر عموم پرید بغلم
جی یه اون: سلامم تهیونگا
تهیونگ: سلام خوبی میشه ولم کنی (نه خوشمان امد😂)
جی یه اون: این سفر رو بیا دوتایی باهم خوش بگذرونیم
تهیونگ: عامم همه باهم خوش میگذرونیم چمدونارو بیار بریم پایین میخوام با یه دختر اشناتون کنم
جی یه اون:چی.... دختر؟
ویو جی یه اون
وقتی تهیونگ گفت دختر حالم بد شد
جی به اون: چمدونا اونجای برو منم میام
رفتم اتاقم حالم خیلی بد بود یه اب به صورتم زدم و رفتم پایین همش این سوال های لعنتی تو مغزم تکرار میشد
اگه اون دختری که میگه زنش باشه چی؟
اگه تهیونگ نخواد با من باشه چی؟
اه بسه جی یه اون تهیونگ مال تو هیشکی نمیتونه بدزدتش اره همینه رفتم پایین خدایا چه دختر خوشگلی بود (مگه تهیونگ دختر زشت هم میپسنده دخترای من همشون خوشگلن ببینیم تهیونگ برا کدومتون میشه😂)
جی یه اون: سلام
ات: سلام شما باید دختر عمو تهیونگ باشی
جی یه اون: بله و شما؟
تهیونگ: ات دوس دخترم....
وحشی
پارت 12
+۱۸
تهیونگ: ات دوس دخترم
جی یه اون: ات... دوس دخترت؟
تهیونگ: اره
جی یه اون: خوش... خوشبختم
ویو تهیونگ:
جی یه اون رفت داخل ماشین نشست جونگ وو هم پشت سرش رفت تو ماشین یکم بعد زن عموم اومد هان رو توماشین گذاشت و...(احوال پرسی بوده😂)
ویو ات:
بعد از احوال پرسی با عمو و زن عموی تهیونگ رفتیم داخل ماشین نشستیم و راه افتادیم
ات: چرا دختر عموت انقدر ناراحت بود
تهیونگ: منو دوست داره من دوسش ندارم و ممکنه دو این سفر خیلی اذییتمون کنه
ات؛ اوم
راوی: ات رفد تو خودش گوشیشو برداشت و سعی کرد خودشو سرگرم کنه
تهیونگ: پیشی
ات: هوم(اروم)
تهیونگ: رفتی تو خودت چیشد ناراحت شدی عشقم
ات: نه(اروم و یکم بغض)
تهیونگ: پیشو گفتم من دوسش ندارم
ات: اوکیه (اروم)
تهیونگ: الان اوکی؟
ات: اوم
تهیونگ پس بیا یه بوس بده بهم
ات: باشه برا بعد
تهیونگ: اتت(یکم داد)
ات: چیه خووو سر من داد نزنا (بلند)
تهیونگ: ات میگم دوسش ندارم اعصابمنو خورد نکنا همینجا میزنم کنار میکنمتاااا (😂)
ات: همینت میونده
تهیونگ: تهش که مال منییی پیشووو من
ات: شایدم دختر عموت باشه
تهیونگ ماشینو نگه داشت به ات با عصبانیت نگاه کرد
ات: ببخشید برو برو(خنده)
تهیونگ: ینی قراره من عصبانی هم میشم تو بخندی؟
ات: شاید (خنده)
دوباره ماشینو روشن کرد وراه افتادن
باز ببینین چیکار میکنم براتون😂😂😂دو پارت باهم✌🏻😜😂
- ۴۳.۴k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط