{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان پارت۴ اسم:عشق مخفیانه جونگ کوک

رمان پارت۴ اسم:عشق مخفیانه جونگ کوک
ویوات
یهو یادم افتاد برادرم که از ژاپن اومده بود کره و قرار بود بیاد باهم شام بخوریم ولی الان من یادم رفته لود و نمی شد برگردم
پایان ویوات
جونگ کوک:هی چاگیا چت شده (بادست جلوی چشات دست تکون داد)
ا/ت:ام چیز ببخشید
جیمین:چت شد یهو؟
ا/ت:ترو خدا بزارید برم خونه برادر ناتنیم از ژاپن اومده اگه نرم به پدر ناتنیم می گه و بعدش من رو به ژاپن می برنن
خواهششش 《با بغض صگی》
هوپی:هی چاگیا آروم باش (با ترس)
کوکی:باشه بهش زنگ بزن بگو برام کار فوری پیش اومده ونمی تونم بیام پیشت
ا/ت:آخه تا نبینتم آروم نمی شه می دونم اون از بچه گی خیلی باهام بد رفتاری می کرد
تهیونگ:به نظرم ببریمش گناه داره
جین:آره به نظرم چون خیلی ترسیده"
کوکی:باشه بپوشید بریم
ا/ت:خیلی ممنون آقای جونگ کوک🎀💜
(پرش زمان به بعد آماده شدن و رفتن سمت خونه ا/ت)
جیمین:رسیدیم
ا/ت:رفت بالاتو خونش به اعضاهم گفت بیان که برادش بلایی سرش نیاره
و بعد............
ادامه پارت بعد
لطفا حمایت پاره شدم تا نوشتم😓💢
دیدگاه ها (۰)

رمان پارت ۵ اسم:عشق مخفیانه جونگ کوک به اعضا گفت که بیان خون...

سمممم خودم درست کردم هاااا واقعا خودم درست کردم😑بچه ها یک چی...

سلام بچه ها"وقتی پرویید می‌شید ویدیو بی تی اس نبینید احساسات...

رمان پارت ۳ اسم،عشق مخفیانه جونگ کوک در کمد رو باز کردی و دی...

وقتی عضو هشتم BTS

پارت ۳ 🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤ویو جونگ کوکا/ت رفت داخل یه کوچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط