{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر می کنم دیگر کافی باشد!

فکر می کنم دیگر کافی باشد!
سالهای سکوت،
فصلهای بیصدا،
روزهای بیقراری،
ساعتهای بی تو،
و ثانیه هایی که
بوی یکنواختی و
سکون می دهد
برگرد!
قلبم باز هم تپش های
نا منظم می خواهد
تنم آغوش،
وجودم پرواز
مثل پرنده ای که
اولین بار است
می خواهد پرواز کند،
دلم پرواز می خواهد
جان دلم،برگرد!
دیدگاه ها (۱)

### 🌑 پارت دوم: معامله‌ای در سکوتهنوز به خودم نیومده بودم که...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁰کاش می‌شد همین چند دقیقه رو از همه‌ی...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۶: مسیرِ انحرافینگاهش مثلِ تیغ رو...

پروانه جان

پارت ۴۵

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

شاهکاری به نام دروغ

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط