ادامه پارت
ادامه پارت
الکس : واقعا سخته .. خیلی
هیجو به صندلی پشت اش تکیه داد و برای افکارش وقت گذاشت بلافاصله لب زد ... هیجو: باورکردنی نیست آخه تهیونگ بعد از این همه مدت کجا بود چیکار میکرد .. به یاد چیزی افتاد و تکیه اش را از صندلی گرفت بلافاصله با صدا بلند نجوا کرد
هیجو: وای اگه تهمینو رو ببینه حتما ترو میکشه
الکس به یاد فرد سوم افتاد کلافه پفی کشید و نگاه غضب ای به هیجو دوخت
الکس : معلومه که داری خوب روحیه میدی دستت درد نکنه
هیجو تیکه ای از مارشمالو را در دهانش گذاشت و سری تکون داد نگاه کلی به آدم های غریبه رستوران انداخت
هیجو: الکس خانم انگاری زنجیرت داره میاد
الکس : واقعا سخته .. خیلی
هیجو به صندلی پشت اش تکیه داد و برای افکارش وقت گذاشت بلافاصله لب زد ... هیجو: باورکردنی نیست آخه تهیونگ بعد از این همه مدت کجا بود چیکار میکرد .. به یاد چیزی افتاد و تکیه اش را از صندلی گرفت بلافاصله با صدا بلند نجوا کرد
هیجو: وای اگه تهمینو رو ببینه حتما ترو میکشه
الکس به یاد فرد سوم افتاد کلافه پفی کشید و نگاه غضب ای به هیجو دوخت
الکس : معلومه که داری خوب روحیه میدی دستت درد نکنه
هیجو تیکه ای از مارشمالو را در دهانش گذاشت و سری تکون داد نگاه کلی به آدم های غریبه رستوران انداخت
هیجو: الکس خانم انگاری زنجیرت داره میاد
- ۱۵.۹k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط