Knife Dead
Knife Dead
ادامه پارت ۱۲۹
اسلاید ۲ جونکوک ۳ لباسه ات
گوشواره ای بلند را از دست دخترک گرفت و سمته گوش اش خم شد به آرامی در آن سوراخ کوچیک لای نازک میلی را واردش کرد و سمته گوشش نزدیک شد دخترک از نزدیکی جونکوک به خودش چشم رو هم گذاشت و خودش را در اختیار آن لمس قرار گذاشت .... جونکوک بوسه ریزی روی لال گوشت دخترک گذاشت و زمزمه کنان گفت ...
جونکوک: خیلی خوشگل شدی ..
دخترک ریز خندید و گفت
ات: تو هم خوشتب شدی ...
جونکوک بازم سر شونه دخترک را بوسید و دستش را دوره شکم اش حلقه کرد و نوازش وار انگشت اش را روی شکم اش گذاشت
جونکوک: تو واقعا شکمت بزرگ شده ... چرا .
دخترک لبخند زوری زد و زود تر گفت
ات: جونکوک میدونی که غذا زیاد میخورم .. شاید چاغ شدم
پاشو آماده شدم باید برم ..
از روی صندلی بلند شد و کف دستش را روی رون هایش کشید تا لباسش ساف بشه .. جونکوک زود تر گفت
جونکوک: صبر کن برات یچیزی دارم
سمته میر خودش قدم برداشت و بار از کشیدن کشو پایین ای جعبه کوچیک را برداشت و با قدم های آهسته سمته دخترک رفت درست جلو اش ایستاد. و سر جعبه را بالا برد و گردنبند ضریفی را نمایان کرد دخترک بلافاصله چشم هایش پر از اشک شو و با لبخند گفت
ات: خی.....لی ممنون
جونکوک در آن لحظه رمانتیک گردنبد را از تو جایش برداشت و دوره دخترک چرخید درست پشت اش ایستاد و بعد از گفتن ( موهاتو جم کن)
دخترک بلافاصله موهایش را جم کرد و گردنبند را جایگزین آن گردن سفید کرد و سمته موهایش بینی اش را نزدیک کرد و کمی از موهایش را بوئد
دخترک میفهمید که بازم دست های جونکوک رو پهلو هایس گذاشته شد و خوب بهش گفته میشد که بازم راجبه شکم اش میپرسید .... پس زود تر از جونکوک فاصله گرفت و جونکوک با چشم های کنی نارازی گفت ....
جونکوک: داری قرار میکنی
ات : من خانمه ای خونه هستیم پس باید زود تر برم به مهمون ها خوشآمد گویی بگم ...
با قدم های زود از اتاق خارج شد وقتی ازش فرار کرد نفسی کشید و زمزمه کنان گفت ( اوف ات ) ... راهی به سالن ای که حالا به بهترین شیوه تزئین شده و درخشان تر قدم برداشت .....
وارد سالن شد ... و اولین آدمی که چشم اش را گرفت داماد خوشتیپ جوهیوک که مشغول مهمان ها بود ... مثل همیشه با لبخند چشم به همه میدوخت دخترک آروم سمتش رفت و ناآگاهی شانه اش به شام فردی خورد زود سمتش چرخید و گفت
ات : ببخشید ...
شرط پارت بعدی
عضویت ۷۶۵
کامنت ۲۰۰
لایک رایگانه 🤣
ادامه پارت ۱۲۹
اسلاید ۲ جونکوک ۳ لباسه ات
گوشواره ای بلند را از دست دخترک گرفت و سمته گوش اش خم شد به آرامی در آن سوراخ کوچیک لای نازک میلی را واردش کرد و سمته گوشش نزدیک شد دخترک از نزدیکی جونکوک به خودش چشم رو هم گذاشت و خودش را در اختیار آن لمس قرار گذاشت .... جونکوک بوسه ریزی روی لال گوشت دخترک گذاشت و زمزمه کنان گفت ...
جونکوک: خیلی خوشگل شدی ..
دخترک ریز خندید و گفت
ات: تو هم خوشتب شدی ...
جونکوک بازم سر شونه دخترک را بوسید و دستش را دوره شکم اش حلقه کرد و نوازش وار انگشت اش را روی شکم اش گذاشت
جونکوک: تو واقعا شکمت بزرگ شده ... چرا .
دخترک لبخند زوری زد و زود تر گفت
ات: جونکوک میدونی که غذا زیاد میخورم .. شاید چاغ شدم
پاشو آماده شدم باید برم ..
از روی صندلی بلند شد و کف دستش را روی رون هایش کشید تا لباسش ساف بشه .. جونکوک زود تر گفت
جونکوک: صبر کن برات یچیزی دارم
سمته میر خودش قدم برداشت و بار از کشیدن کشو پایین ای جعبه کوچیک را برداشت و با قدم های آهسته سمته دخترک رفت درست جلو اش ایستاد. و سر جعبه را بالا برد و گردنبند ضریفی را نمایان کرد دخترک بلافاصله چشم هایش پر از اشک شو و با لبخند گفت
ات: خی.....لی ممنون
جونکوک در آن لحظه رمانتیک گردنبد را از تو جایش برداشت و دوره دخترک چرخید درست پشت اش ایستاد و بعد از گفتن ( موهاتو جم کن)
دخترک بلافاصله موهایش را جم کرد و گردنبند را جایگزین آن گردن سفید کرد و سمته موهایش بینی اش را نزدیک کرد و کمی از موهایش را بوئد
دخترک میفهمید که بازم دست های جونکوک رو پهلو هایس گذاشته شد و خوب بهش گفته میشد که بازم راجبه شکم اش میپرسید .... پس زود تر از جونکوک فاصله گرفت و جونکوک با چشم های کنی نارازی گفت ....
جونکوک: داری قرار میکنی
ات : من خانمه ای خونه هستیم پس باید زود تر برم به مهمون ها خوشآمد گویی بگم ...
با قدم های زود از اتاق خارج شد وقتی ازش فرار کرد نفسی کشید و زمزمه کنان گفت ( اوف ات ) ... راهی به سالن ای که حالا به بهترین شیوه تزئین شده و درخشان تر قدم برداشت .....
وارد سالن شد ... و اولین آدمی که چشم اش را گرفت داماد خوشتیپ جوهیوک که مشغول مهمان ها بود ... مثل همیشه با لبخند چشم به همه میدوخت دخترک آروم سمتش رفت و ناآگاهی شانه اش به شام فردی خورد زود سمتش چرخید و گفت
ات : ببخشید ...
شرط پارت بعدی
عضویت ۷۶۵
کامنت ۲۰۰
لایک رایگانه 🤣
- ۴۶.۹k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۷۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط