{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⁦⁩⁦⁦๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁩بوسه دردناک ⁦⁦๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑

⁦⁩⁦⁦๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁩بوسه دردناک ⁦⁦๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑
پارت ۶


آخرین تیکه ای از لباس اش را از جای آویزانی بیرون کشید و گذاشت تو چمدانی قرمز رنگ کمرش را صاف کرد و لب پایین اش را گزید تیکی از موهای مشکی رنگش را سمته پشت اش انداخت و به یاد دیشب افتاد
" کاش خواب بود خدا یا ... چیکار کنم "
کلافه دستی به صورت اش کشید و نگاهش افتاد رو جای که تصمیم گرفته بود بنشیند باز هم با افکارش تلخ اش درگیر شد شاید تهیونگ برای انتقام پا به ان مکان گذاشته بود ولی این وسط پای نفر سوم هم درمیان بود فرد سوم حتما به شدت زخمی میشد الکس با به یاد آوردن آن فرد بیشتر آه ای کشید و از روی لبه تخت بلند شد سمته آینه ای ایستاد .... یک شلوار چسبناک و کت گرمی رنگش خوشگلی اش را هزاران برابر میکرد تهیونگ همیشه عاشق این بود که دوست دخترش دامن کوتاه فقد هم برای خودش بپوشه لبخندی به خاطره گذشته زد فقد ترس اینکه باز هم روبه رو شدن با تهیونگ بیشتر او را سمته گذشته میکشید صدا تماس به گوشش خورد و با قدم های زود سمته تخت رفت بلافاصله گوشی را برداشت و روی گوش‌اش قرار گذاشت با لحن محترمانه ای گفت
الکس : بله !
خانم لی الکس پرواز شما به تعویق افتاد
الکس آه ای از سر بدشانسی اش کشید و به دید پنجره خیره شد
الکس : خب پرواز بعدی کی هست
براتون بلیط گرفتم برای شب ساعت ۸ ...
الکس: اوکی شد ... فعلا
بعد از انداخت گوشی روی تخت چمدان خودش را از روی تخت به زمین گذاشت باید زود به کره برمیگشت چون دلتنگی فردی شده بود که به شدت او را اذیت میکرد سمته قهوه ای که روی میز گذاشته بود رفت و بعد از برداشتن اش اخمی کرد " واقعا که قهوه م سرد شده" کلماتی را در ذهنش بیان نمود و فنجان را روی میز گذاشت صدا پیامکی باز هم او را سمته تخت برد و با دیدن اسم هیجو مشغول خواندن اش شد
« هی دختر بیا پایین تو رستوران منتظرم » بدون اینکه به خودش زحمت جوابش را بده کیفش‌را برداشت و با قدم هایش که سمته در می‌رفت همراهش گوشی را در میان گذاشت کفیش گذاشت ....
( اسلاید ۲ لباس الکس )
هیجو : یاااااا خدا مرگم بده یعنی کیم تهیونگ الان اینجاست؟
الکس کیف سفید رنگش را روی صندلی کناریش گذاشت کلافه به دوست اش چشم دوخت
دیدگاه ها (۵)

ادامه پارت الکس : واقعا سخته .. خیلی هیجو به صندلی پشت اش تک...

⁦⁩⁦⁦๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁩بوسه دردناک ⁦⁦๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑پارت ۷ الکس نگاه با عشو...

Knife Deadادامه پارت ۱۲۹ اسلاید ۲ جونکوک ۳ لباسه ات گوشواره ...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۲۸ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷبا صدا مزاحم کسی چشم ...

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ششم]تهیونگ بلاخره رسید ، اون ده د...

«رایحه پنهان»جونگکوک از اینکه پسر بدون هیچ اعتراضی همون‌جا ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط