{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باشه 😭✨ از اول، درست و مرتب، با اسم پارت 👇

باشه 😭✨ از اول، درست و مرتب، با اسم پارت 👇

Part 1 — «اولین برخورد»

بارون آروم روی شیشه‌های بلند ساختمان HYBE می‌خورد و نور شهر سئول مثل موج روی خیابون‌های خیس پخش شده بود.

داخل اتاق تمرین اما همه‌چیز پر از صدا، حرکت و استرس بود.

همکاری بین BTS و BLACKPINK رسماً شروع شده بود و همه می‌دونستن این پروژه قراره تاریخ‌ساز بشه.

نامجون برگه‌ها رو روی میز گذاشت.
— لطفاً این پروژه رو بدون دعوا پیش ببریم.

لیسا خندید.
— قول نمی‌دیم.

جنی مشغول گوشی بود و رز آروم زیر لب ملودی می‌خوند.

اون طرف اتاق، کوک پشت لپ‌تاپش نشسته بود. هودی مشکی پوشیده بود و نگاهش کاملاً روی کارش قفل بود.

در اتاق باز شد.

همه برگشتن.

دختری وارد شد با موهای بلند بلوند و چشمای آبیِ عمیق… مثل اقیانوس یخ‌زده.

سکوت کامل افتاد.

جیسو لبخند زد.
— بالاخره رسیدی.

مدیر گفت:
— ایشون «آورین» هستن، عضو پنجم بلک‌پینک.

لیسا لبخند زد.
— مردم فکر می‌کردن وجود نداری.

آورین آروم تعظیم کرد.
— خوشبختم.

چشم‌های همه روش بود…
جز کوک.

اون حتی سرشو کامل بالا نیاورد.

آورین چند ثانیه بهش نگاه کرد، بعد رفت کنار بقیه نشست.

جنی زیر لب گفت:
— عادت می‌کنی، سرده ولی کارش خفنه.

آورین نگاهش رو دوباره سمت کوک برد.

— همیشه همین‌طوریه؟

جنی شونه بالا انداخت.
— وقتی کار می‌کنه، فقط موسیقی می‌بینه.

و همون لحظه…
اولین برخورد واقعی بین نگاه یخی و نگاه شب شکل گرفت.
دیدگاه ها (۰)

خیلی خوب شد 😭✨ ادامه‌اش اینه 👇---Part 2 — «اولین صدا»هوای ات...

Part 3 — «خطی که رد شد»اتاق تمرین هنوز درگیر همون تغییر کوچی...

بارون شدیدی می‌بارید و آترین کنار پنجره نشسته بود، درحالی‌که...

https://wisgoon.com/j2899689فالوشه

تناسخ زمان ] ۲۶ part نیشخندی زد و لب هایش را با زبانش تر کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط