ببینید کی بعد سال ها داره سناریو مینویسه؟معلومه که عمه ر
ببینید کی بعد سال ها داره سناریو مینویسه؟معلومه که عمه ریا ( اگه ریدم ببخشید آخه خیلی وقته نمینویسم )
این سناریو جدا از انیمه است و کایزر اصلا تو بلولاک نیست و داره واسه آلمان بازی میکنه و ا.ت هم تو آلمانه حالا دیگه سناریو رو بخونید میفهمید و اینکه الان کایزر تو این سناریو ۱۹ سالشه و ا.ت هم ۱۸ . چهرتون هم خودتون تصور کنید من فقط لباس و اینا رو میزارم.
💫شروع💫
ویو ا.ت: داشتم خواب میدیدم که یه کمد پر از لباس های قشنگ و جور وا جور دارم که یهو.........یه صدای آشنا شنیدم اون صدا:دن درن دن درن دن( صدا آلارم گوشی عه💔)که یهو از خواب پریدم و بعد از اینکه ویندوزم بالا اومد فهمیدم خوابم و گوشی رو به سمت دیوار پرت کردم.
ویو نویسنده: بعد از اینکه گوشی رو پرت سریع دوید سمتش که یه وقت نزده باشه گوشی رو نابود کرده باشه.
ا.ت: خاک تو سرممممم گوشیمممم.
با سرعت سونیک دوید سمت گوشیش و دید هیچش نشده و یه نفس راحت کشید. بعد رفت سمت دستشویی و ( چیه میخوای اینم بگم که تو دستشویی چیکارا میکنه؟ )
بعد از دستشویی در اومد و رفت یه دوش ۵۰ دقیقه ای گرفت ( ماشاالله حمومش به خودم کشیده 🗿🎀 ) بعد در اومد و رفت روتین مو و پوست و اینا رو رفت و صبحونه اش رو خورد و دید یه نوتیف از گوشی عه بدبختش میاد ( نکته:کایزر و ا.ت ۲ ماهه که باهم هستن ) و دید که کایزر عه پس سریع چک کرد ....نوتیفی که از طرف کایزر اومد👇🏻( #:کایزر @:ا.ت )
#سلام بانوی من حالت چطوره؟( بله همینقدر جنتلمنانه )
@سلام خوبم تو چی خوبی؟چی میخواستی بگی؟
#منم خوبم.هیچی خواستم بگم امروز ساعت ۶ بازی دارم.میخواستم بگم که بیای و بازیه پادشاهت رو ببینی.
@باشه تازه امروز وقتم خالی بود پس میتونم بیام.
#باشه خداحافظ.
@خداحافظ.
ویو کایزر:خب ساعت ۵ عه باید تمرین کنم که بتونم جلو ا.ت خوب بازی کنم.
ویو ا.ت:حالا چی باید بپوشم خب به نظرم اون کیتی که کایزر بهم داده و شمارهی خودشه رو میپوشم و با شلوار بگ.
موقع مسابقه:
💫پایان💫
✨خب بگید چطور بود ادامه بدم یا نه؟✨
این سناریو جدا از انیمه است و کایزر اصلا تو بلولاک نیست و داره واسه آلمان بازی میکنه و ا.ت هم تو آلمانه حالا دیگه سناریو رو بخونید میفهمید و اینکه الان کایزر تو این سناریو ۱۹ سالشه و ا.ت هم ۱۸ . چهرتون هم خودتون تصور کنید من فقط لباس و اینا رو میزارم.
💫شروع💫
ویو ا.ت: داشتم خواب میدیدم که یه کمد پر از لباس های قشنگ و جور وا جور دارم که یهو.........یه صدای آشنا شنیدم اون صدا:دن درن دن درن دن( صدا آلارم گوشی عه💔)که یهو از خواب پریدم و بعد از اینکه ویندوزم بالا اومد فهمیدم خوابم و گوشی رو به سمت دیوار پرت کردم.
ویو نویسنده: بعد از اینکه گوشی رو پرت سریع دوید سمتش که یه وقت نزده باشه گوشی رو نابود کرده باشه.
ا.ت: خاک تو سرممممم گوشیمممم.
با سرعت سونیک دوید سمت گوشیش و دید هیچش نشده و یه نفس راحت کشید. بعد رفت سمت دستشویی و ( چیه میخوای اینم بگم که تو دستشویی چیکارا میکنه؟ )
بعد از دستشویی در اومد و رفت یه دوش ۵۰ دقیقه ای گرفت ( ماشاالله حمومش به خودم کشیده 🗿🎀 ) بعد در اومد و رفت روتین مو و پوست و اینا رو رفت و صبحونه اش رو خورد و دید یه نوتیف از گوشی عه بدبختش میاد ( نکته:کایزر و ا.ت ۲ ماهه که باهم هستن ) و دید که کایزر عه پس سریع چک کرد ....نوتیفی که از طرف کایزر اومد👇🏻( #:کایزر @:ا.ت )
#سلام بانوی من حالت چطوره؟( بله همینقدر جنتلمنانه )
@سلام خوبم تو چی خوبی؟چی میخواستی بگی؟
#منم خوبم.هیچی خواستم بگم امروز ساعت ۶ بازی دارم.میخواستم بگم که بیای و بازیه پادشاهت رو ببینی.
@باشه تازه امروز وقتم خالی بود پس میتونم بیام.
#باشه خداحافظ.
@خداحافظ.
ویو کایزر:خب ساعت ۵ عه باید تمرین کنم که بتونم جلو ا.ت خوب بازی کنم.
ویو ا.ت:حالا چی باید بپوشم خب به نظرم اون کیتی که کایزر بهم داده و شمارهی خودشه رو میپوشم و با شلوار بگ.
موقع مسابقه:
💫پایان💫
✨خب بگید چطور بود ادامه بدم یا نه؟✨
- ۴۶۱
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط