{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ⁵

Part ⁵




~اون شب تهیونگ به انا اعتراف کرد اما آنها پسش زد از اون روز هر روز با تهیونگ دعوا می کرد بعد از مدتی فهمید که عاشق تهیونگه و اونو.....




+نمی دونم چم شده به طور عجیبی عاشق تهیونگ شدم دلم می خواد ببوسمش

+تهیونگ به لحظه بیا
+دست تهیونگو گرفتم بردم تو اتاق یقشو گرفتم لبامو چسبوندم به لباش مک می زدم اولاش بهش شک وارد شد اما بعد همکاری می کرد دستشو دور کمرم حلقه کرد منو به خودش نزدیک تر کرد لبشو بیشتر به لبم چسبوند فاصله ای باهم نداشتم دستمو بردم سمت موهاش داخل موهاش کردم و سرشو به سمت صورت خودم هل دادم دهنمو براش باز کردم و زبونشو داخل دهنم کرد عطر مالکیتشو اونجا گذاشت از بوسیدن هم دل کندیم بهش نگاه کردم
-چون دوسش داشتم همراهیش کردم بعد از بوسه بهم نگاه کرد و گفت
+تهیونگ من نمی تونم تورو به چشم یه دوست پدر خونده یا پدر نگاه کنم ،تهیونگ من ،من عاشقتم

-منم عاشقتم پرنسس خانم


+من به خاطر اون دعوا ها اذیتت ازت معذرت می خوام
-اشکالی نداره فدای سرت عشقم
-منم مافیام ممکنه بودن با من برات دردسر بشه
+اشکالی ندارها همرات می مونم و خواهم موند




رفتیم پایین که........



شرطا همون شرطای قبل
دیدگاه ها (۲)

سلام خوشملا ❣️🌼❣️🌼❣️🌼❣️🌼پنج پارت اپ کردم پنج پارت بعدیو شب ا...

Part ⁴+از خواب بلند شدم موهامو شونه کردم بالا بسته دو تا لاخ...

Part ³-با خودم حرف می زدم هنوز غرق زیبایی انا بودم رو مو این...

p7لونا:(یهو بابام یقه ام رو گرفت خواست سیلی بزنه دستش رو گرف...

p10ویو تهیونگ:رفتم داخل خون به مغزم نرسید رفتم دست بورام رو ...

Part:42. #ریاست.عشقویو اتهمر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط