{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماهی به آب گفت : تو نمیتونی اشکای منو ببینی , چون من توی

ماهی به آب گفت : تو نمیتونی اشکای منو ببینی , چون من توی آبم.. آب جواب داد اما من میتونم اشکای تو رو احساس کنم چون تو توی قلب منی…

هیچگاه نگذار در کوهپایه های عشق کسی دستت را بگیرد که احساس میکنی در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد.
دیدگاه ها (۴)

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

࣪˖ ִֶָ🍊تو ستاره هارو تماشا میکردی، با نور ستاره ها مسخ میشدی...

#خدایا_شکرت #خدا #توکل #آرامش #حال_خوب#زیبا #خاص #حرف_دل #دک...

گل خونی پارت 42تهیونگ از دست جونگکوک عصبی شد و بلند شد رفت ا...

Part ³⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)کلاهشو...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁹+ جونگکوک‌ نمیتونم بیارمش.جونگکوک‌ و یونا ...

وقتی مریض بودی ولی …

رومان روز برفی (پارت6)از زبان ات الان یہ حس عجیب داشتم نمیدو...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط