{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رقیبسخت

#رقیب_سخت



پارت ۳۱




*بیمارستان

شوتو اومد:"بچه ها خبر بد!"
میدوریا:"حامله‌س؟"
شوتو کمی اخم کرد:"آره! حاملس....تازشم‌ دکتر میگه تازه نیست.....واسه قبله!"
باکوگو با خوشحالی:"ینی بچه منه؟"
میدوریا یهو:"چی؟؟؟ مگه نگفتی بچه جولیا از تو نیست؟"
باکوگو کمی مکث کرد و:"‌‌..منطورم اینه که..‌ همون بچه قبلیه؟؟"
میدوریا:"آهاا، چرا پس خوشحال شدی؟"
باکوگو اخم کرد:"میدوریا زدی به شکمش فکر کردم قاتل بچه تویی خب ناراحت بودم فهمیدم بچه قبلیه خو خوشحال شدم یه لحظه"
میدوریا با گریه:"نه قسمم میخورم من نکشتم من نکردمممم!"
شوخو:"کافیه اینجا جای بحث نیست! باوکوگو! توهم درست خرف بزن! تو مگه با چشمای خودت دیدی؟"
باکوگو:"ام...ن...نه!"
شوتو:"خب پس خفه شو! تو که تابحال ندیدی میدوریا دروغ حرف بزنه! پس به حرف یه دروغگو گوش نکن! تو که میدونی و دیدی و شنیدی که جولیا دروغگو عه!"
باکوکو سر تکون :"هوم....باشه...."
.
.
.
جولیا درحال گریه کردن بود و باکوگو و میدوریا و شوتو وارد اتاق شدن
جولیا با گریه:"ههق...ببخشید که..‌.ببخشید که بهتون نگفتم حقیقتو..."
باکوگو:"چه حقیقتی؟؟"
شوتو با خشم به باکوگو نگا کرد:"هیس!"
باکوگو مکث کرد
جولیا:"بچه من نمرد....چون میدوریا ازم راضی نبود خودم دراومدم!"
میدوریا با ناراحتی:"این چه حرفیه...."
جولیا با گریه:"اونموقع قیچی تو شکممم نمیکردییی!! تو دیوونه ای فقط بخاطر اینکهه باکوگو تورو حساب کنه بچمو میخواستی بکشی!!"
میدوریا:"تو خودتت با اون قیچی حمله کردی بهممم قسم میخورم من اون لحظه حتی بازم نمیخواستم به تو یا بچه اسیب بزنم!"
شوتو:"خفه شو دروغ گو! (سمت میدوریا چرخید):"لازم نیست به این جند‌.. جواب بدی ، هم اون حقیقتو میدونه ‌، هم ما!(سمت باکوگو چرخید):"مگه نه باکوگو؟"
باکوگو با مکث:"...امم...من.....هنوز شک دارم!"
میدوریا یهو با جیغ و داد:"تووچطور میتونی این طورییی بگییی؟؟؟ تووو چراا همشش .... همشش......"
شوتو با عصبانیت میدوریا رو گرفت:"بسته بسته!" و به سمت باکوگو برگشت و گفت:"کافیه دیگ! تو اینهمه دروغ از جولیا دیدی و هنوز باور نمیکنی میدوریا راستشو میگه؟؟؟"



پایان



ادامه دارد
دیدگاه ها (۵)

#رقیب_سخت پارت ۳۳...باکوگو چشماش از تعجب گرد شده و داره به ب...

#رقیب_سخت پارت ۳۴شوتو:" اینجا چه خبره؟؟"شوتو رفت سمت در اتاق...

#رقیب_سخت پارت ۳۲یهو میدوریا از شدت حرس از حال رفت...میدوریا...

مدرسه قهرمانانه من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط