{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معامله نهایی

معامله نهایی



پارت ۲۵ ( فکر کنم )


اقا خلاصه این چند پاراگراف اینه که هیونجین رینو رسوند خونشون خودشم رفت خونشون گرفت کپید ولی بنده به عنوان یه نویسنده مجبورم اینارو بنویسم و هرکیم نخونه سگ منه



نیم ساعتی هست که به خوشگل ترین حالت ممکن خوابش برده . انقدر ناز بود که ماشین رو کنار زدم تا صندلیش رو بدم عقب و از اونجایی که تعداد ماشین هام زیاده ، به طور منطقی تو هر کدومشون یه پتو ندارم پس کت خودم رو روش انداختم . بخاری رو جوری تنظیم کردم که بادش بهش نخوره ولی گرم بشه . وقتی بارون گرفت شیشه پاک کن رو ، رو حالت بی صدا گذاشتم و سر پیچ ها با سرعت حلزون رفتم . انقدری رفتارهام برای خودم هم عجیب بود که تهش هم همشو انداختم گردن مستی . خب این بهترین بهونست ! کی فکرشو میکرد هوانگ هسونجین وسط ماشین گرون قیمتش جوری با گوشیش مپ رو تکون بده که ناخنش با صفحه برخورد نکنه که مبادا صدا بده . این دختر مرگ واقعی منه ، ببین منو به کجا رسونده .


خیلی دلم میخواست از خواب بیدارش نکنم ، خودم بغلش کنم و تا اپارتمانش ببرمش . ولی من برای اون در سطحی نیستم که همچین کاری رو انجام بدم و این من رو اذیت میکنه . اینکه نتونستم به خودم جذبش کنم ‌. اینکه هیچ تغییری ایجاد نکردم . همشون حسی مثل بی مصرفی بهم میدن . هیچوقت تو زندگیم همچین باخت بزرگی رو تجربه نکرده بودم
به هر حال ، بیدارش کردم و تنها کاری که از دستم بر اومد این بود که تا وقتی چراغ طبقه ۵ ام روشن شه منتظر بمونم و بعد با نا امیدی تمام به سمت خونه خودم رانندگی کنم
اما این دختر ، هرگز منو رها نمیکنه . دوش گرفتن ۵ دقیقه ایم ۲۰ دقیقه طول کشید و اره . کل اون ۱۵ دقیقه رو در حال فکر کردن بودم و الان ضررش رو احساس میکنم چون شامپو ۱۵ دقیقه روی موهام ماساژ داده شد . البته خداروشکر الان یه چیز جدسد برای فکر کردن دارم ، نگرانی برای ریزش مو . مهم نیست چی باشه ، فقط حواس من رو از اون دختر پس بگیره . اه به روم نیار خودمم میدونم غیر ممکنه


#هیونجین #فیکشن
دیدگاه ها (۱۶)

🐣🐣🐣| #LIVE_YOUTUBEسوال: روش فلیکس برای Slow it Down کردن (آه...

┄┉✿┉┄ ⇠ 🐰: خب، اینطوری روزهام رو می‌گذرونم... به لطف شما دار...

می‌خوام یه چیزی بنویسم همین طور پارت بدم ۵ تا پارت بیشتر ندا...

P14(۳سال بعد) بعد چند وقت به دانشگاه رفته بود،به دلیل سریال ...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

آمده ام ، آمدنم بهر چه بودنه جدی ، متنفرم از اینکه دارم عمرم...

ترجمه صحبت پایانی جونگکوک🐰راستش من از خیس شدن زیر بارون خوشم...

★彡   Part 19 彡★ تند تند موهام رو شونه زدم."زود باش دیگهه!""ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط