{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معامله نهایی

معامله نهایی




پارت ۲۳




قبل از اینکه بخواد غر بزنه تک نوازی پیانو شروع شد . نوازنده ها روی ایوان بودن جوری که همه به اونا دید داشتن . ( اسلاید دو ) ویولن سل شروع به نواختن کرد و کم کم صدای ویولن ها اضافه شد و زوج ها اروم به سمت پیست رقص میرفتن
« حتی یک درصدم فکر نکن که ازم درخواست رقص دو نفره بکنی . حتی به یه پارتنر دیگه هم فکر نکن چون برای خودت بد میشه »
« حتی اگر نمیگفتی هم اینکارو نمیکردم . حدس میزدم رقص بلد نباشی »
سرشو کج کرد « تو بلدی ؟»
دستمو بین موهای ژل زده ام کشیدم « خودت هم که میدونی که هوانگ ها اهل تجملاتن . چجوری ممکنه یه هوانک رقص تانگو بلد نباشه ؟»
« قطعا ممکن نیست . ولی نباید از یه مست پاتیل انتظار به یاد داشتن اینارو داشته باشی »
پوزخندی که متوجه نشده بودم از قبل روی صورتمه پر رنگ شد « پس خودتم قبول داری که مست و پاتیلی »
کمی مکث کرد « نمیتونم انکارش کنم »
بعد جام شرابش رو دوباره توی دستش گرفت .
خیلی خستست ، بخاطر مستیه . میترسم بیهوش بشه چون اونجوری مجبورم توی پرونده های استخدامش دنبال ادرس خونش بگردم
نگاهم رو از زوج ها که اکثرا حرفه ای تانگو میرقصیدن گرفتم و به اعضای میز نگاه کردم . تعدادمون کمتر شده بود .
نگاه عمو ‍م رو روی خودم احساس مبکردم . حدس میزنم الان منتظر یه نشونست تا سریع مزخرفاتشو شروع کنه . میتونم ذهنشو بخونم ، به این فکر میکنه که چجوری زهر بریزه . مثلا میخواد بگه چون باهم نمیرقصیم عاشق نیستیم ، پس قبل از اینکه اصلا حرفشو بگه با لبخند اصلاحش کردم « رین امشب خیلی مست شده ، حتی به سختی راه میره چه برسه به رقص . برای همین رقص رو بیخیال شدیم »
« پس چرا دنبال یه پارتنر جدید برای رقص نمیگردی ؟ مطمئنم رین هم ناراحت نمیشه » چی باعث شد فکر کنم چیز دیگه ای نداره که اعصابمو به هم بریزه ؟
همچنان با خنده جوابشو دادم « اه ، رین انقدر فوق العادست که حتی نمیتونم له دخترای دیگه نگاه کنم . البته مطمئنم حتی اگر نگاه کنم هم اونها جذبم نمیکنن ، چون به هر حال هیچکدومشون به پای رین نمیرسن »
اروم کمرش رو گرفتم و کمی به خودم نزدیکش کردم . حرفم قطعا یه لاس بود ولی به هیچ وجه دروغ نبود . اخ ، رین حتی از دفعه های قبلی هم محکم تر پامو لگد کرد . یا مسیح ، چرا انقدر درد داره ؟


#هیونجین #فیکشن
دیدگاه ها (۱۷)

معامله نهاییپارت ۲۴i dont know how ادامه this shit sooooمیپر...

معامله نهاییپارت ۲۵ ( فکر کنم )اقا خلاصه این چند پاراگراف ای...

معامله نهاییپارت ۲۲بحث رو عوض کردم « به هر حال ، تو خانواده ...

معامله نهاییپارت ۲۱هوای حیاط از اون جو دور بود و بلاخره احسا...

سناریو بلولاک:سائه و رین👈👉بعد از مسابقه بلولاک و ژاپن:ویو را...

رین واقعا نمیفهمید چه خبر شدهاون قطعا ا.ت بود. ظاهرش، صداش، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط