بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
قبل از هر پاسخی به چند نکته بسیار مهم باید توجه نمود. اول در هر آموزش، تبلیغ و پاسخی، در نظر گرفتن شرایط مخاطب شرط اول است که به آن مخاطب شناسی نیز گفته میشود. چرا که افراد همه در یک سطح از بینش،دانش و گرایشات نیستند که یک درک و اخذشان از یک مطلب، برابر و مطابق هم باشد.
دوم آن که باید فهمید که دلیل مخالفت با یک مطلب یا موضوع یا مبحث یا یک جریان فکری چیست؟ گاهی ممکن است مخاطب هیچ دلیل خاصی نداشته باشد و فقط یا یک نگاه سطحی و در نظر گرفتن میلها و سلایق خودش حرفی زده یا موضعی میگیرد. گاهی ممکن است دلیلی هم داشته باشد.
پس از توجه به دو نکته فوق، دقت شود که مبحث ولایت فقیه، هم یک مبحث اعتقادی است و هم یک مبحث سیاسی. پس اگر مخاطب از زیرساختهای اعتقادی برخوردار باشد، نحوه گفتگو با او متفاوت می شود و اگر نداشته باشد، سخن از ولایت فقیه به عنوان یک ضرورت دینی با او بیمورد است، چرا که او در اصل دین پذیری دچار اشکال است. لذا باید با او فقط از جنبه سیاسی سخن گفت.
الف) -از دیدگاه اعتقادی: دقت شود که مسلمان و نه فقط در احکام شخصی، بلکه در احکام سیاسی، قضا، اقتصادی ... و آن چه که مربوط به اداره جامعه میشود نیز باید تابع احکام الهی باشد. در دین جایی برای منم وجود ندارد و کسی از خودش احکام و مقررات نمی سازد، بلکه احکام الهی را تبعیت میکند. لذا فقه ولایت پیدا میکند. پس، در حکومت اسلامی، ولایت فقه ضرورتی اجتناب ناپذیر است. حال که باید فقه در همه عرصههای شخصی و اجتماعی و حکومتی ولایت داشته باشد، سرپرستی حکومت نیز باید بر عهده فقیه باشد. به این مبحث ولایت فقیه گفته میشود و رهبر آن نظام سیاسی نیز ولی فقیه نامیده میشود. در چنین حکومتی از میان فقها، یک نفر که بیش از دیگر از شرایط لازم برای رهبری سیاسی جامعه واجد شرایط است انتخاب میگردد و این مسئولیت خطیر بر عهده او گذارده میشود.
البته توجه به این نکته مهم نیز بسیار ضروری است که افراد فقها با انتخاب یا رأی اکثریت، صاحب علم، تقوا، فهم، شعور، بصیرت، شجاعت، صبر، درایت و ... نمی شوند، بلکه دارای چنین شرایطی هستند و مردم و فقها با شناخت او، رهبری یا همان ولایت را به او می سپارند.
در نتیجه: کسی که مسلمان است، لابد باید تابع ولایت احکام الهی در همه عرصهها، به ویژه نظام سیاسی و حکومت باشد.
نمیشود که در وضو و غسل و نکاح، تابع ولایت فقه باشد و در سیاست، قضا، جنگ، صلح و ...، تابع قوانین غیر الهی.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
قبل از هر پاسخی به چند نکته بسیار مهم باید توجه نمود. اول در هر آموزش، تبلیغ و پاسخی، در نظر گرفتن شرایط مخاطب شرط اول است که به آن مخاطب شناسی نیز گفته میشود. چرا که افراد همه در یک سطح از بینش،دانش و گرایشات نیستند که یک درک و اخذشان از یک مطلب، برابر و مطابق هم باشد.
دوم آن که باید فهمید که دلیل مخالفت با یک مطلب یا موضوع یا مبحث یا یک جریان فکری چیست؟ گاهی ممکن است مخاطب هیچ دلیل خاصی نداشته باشد و فقط یا یک نگاه سطحی و در نظر گرفتن میلها و سلایق خودش حرفی زده یا موضعی میگیرد. گاهی ممکن است دلیلی هم داشته باشد.
پس از توجه به دو نکته فوق، دقت شود که مبحث ولایت فقیه، هم یک مبحث اعتقادی است و هم یک مبحث سیاسی. پس اگر مخاطب از زیرساختهای اعتقادی برخوردار باشد، نحوه گفتگو با او متفاوت می شود و اگر نداشته باشد، سخن از ولایت فقیه به عنوان یک ضرورت دینی با او بیمورد است، چرا که او در اصل دین پذیری دچار اشکال است. لذا باید با او فقط از جنبه سیاسی سخن گفت.
الف) -از دیدگاه اعتقادی: دقت شود که مسلمان و نه فقط در احکام شخصی، بلکه در احکام سیاسی، قضا، اقتصادی ... و آن چه که مربوط به اداره جامعه میشود نیز باید تابع احکام الهی باشد. در دین جایی برای منم وجود ندارد و کسی از خودش احکام و مقررات نمی سازد، بلکه احکام الهی را تبعیت میکند. لذا فقه ولایت پیدا میکند. پس، در حکومت اسلامی، ولایت فقه ضرورتی اجتناب ناپذیر است. حال که باید فقه در همه عرصههای شخصی و اجتماعی و حکومتی ولایت داشته باشد، سرپرستی حکومت نیز باید بر عهده فقیه باشد. به این مبحث ولایت فقیه گفته میشود و رهبر آن نظام سیاسی نیز ولی فقیه نامیده میشود. در چنین حکومتی از میان فقها، یک نفر که بیش از دیگر از شرایط لازم برای رهبری سیاسی جامعه واجد شرایط است انتخاب میگردد و این مسئولیت خطیر بر عهده او گذارده میشود.
البته توجه به این نکته مهم نیز بسیار ضروری است که افراد فقها با انتخاب یا رأی اکثریت، صاحب علم، تقوا، فهم، شعور، بصیرت، شجاعت، صبر، درایت و ... نمی شوند، بلکه دارای چنین شرایطی هستند و مردم و فقها با شناخت او، رهبری یا همان ولایت را به او می سپارند.
در نتیجه: کسی که مسلمان است، لابد باید تابع ولایت احکام الهی در همه عرصهها، به ویژه نظام سیاسی و حکومت باشد.
نمیشود که در وضو و غسل و نکاح، تابع ولایت فقه باشد و در سیاست، قضا، جنگ، صلح و ...، تابع قوانین غیر الهی.(ادامه دارد...)
- ۱۶۶
- ۲۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط