{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرد شده ام

سرد شده ام
بی روح
شبیه ترس جنگل از لبخند برّنده ی تبر
که خفقـانش تمام درختان را بی هویت میکرد
از پـــا در آمــدم
ماننـد درختی که ریشه نـدارد!]
دیدگاه ها (۱)

𓋜𝐼𝑑𝑒𝑎وقتی نخستین گریه‌ی نوزاد در شبِ طوفانیِ تولدش در تالارِ...

یاد گمشده یی

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁷ویو جونکوکجونکوک... سکو...

اوسی/پرسونا/هازبین هتل/چیکوفت_

ی شب زیبایی بود که قرار نبود....... همیشه زیبا باشه . ا.ت ی ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p۳۸دو جفت چشم سرخ...بعد سه جفت...بعد یکی ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت ۱۸: ضیافتِ سایه‌ها و سکوتِ س...

part2My beautiful vampireویو ات وقتی پسره وارد شد موجونم سی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط