{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی میان تمام خستگیهای جهان

گاهی میان تمام خستگی‌های جهان،
چیزی درون من هنوز بیدار است؛
نه فریاد می‌زند،
نه خودنمایی می‌کند،
فقط آرام و پیوسته
مرا به سمت فردا هل می‌دهد.

نامش را امید گذاشته‌اند،
اما برای من
شبیه ریشه‌ای‌ست
که در تاریکی خاک
بی‌صدا
به نور فکر می‌کند.

شاید همین میلِ دوباره برخاستن،
همین ایمانِ کوچک اما سرسخت،
تعریف واقعی زندگی باشد.....
دیدگاه ها (۰)

..این روزها دل هامان شبیه اتاقی ست که قفل پنجره اش گیر کرده،...

آدم‌هایی‌ را که زیاد دوستت دارند، بیشتر دوست داشته باشو آنها...

چپتر ۱۲ _ سایه انتقامکوهستان ساکت است. نه باد می وزد، نه جیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط