این روزها دل هامان شبیه اتاقی ست که قفل پنجره اش گیر کرده
..
این روزها دل هامان شبیه اتاقی ست که قفل پنجره اش گیر کرده،
نه باز میشود و نه بسته..
نه آنقدر باز که نفس بکشیم
نه آنقدر بسته که بفهمیم همه چیز تمام شده است.
اسم ها
نفس ها
حرف هایی که نیمه تمام مانده ان...
تنهایی..
همه مثل سایه ای که نه میتوانم لمسشان کنیم
و نه پس میروند.
همانند گلوله های جنگ شده این،
بیزار....
هم از مبدا،، هم از مقصد....
و با خودم میگم:
کاش یه بار هم ما شکوفه میدادیم،
مایی که این همه هرس شدیم.
این روزها دل هامان شبیه اتاقی ست که قفل پنجره اش گیر کرده،
نه باز میشود و نه بسته..
نه آنقدر باز که نفس بکشیم
نه آنقدر بسته که بفهمیم همه چیز تمام شده است.
اسم ها
نفس ها
حرف هایی که نیمه تمام مانده ان...
تنهایی..
همه مثل سایه ای که نه میتوانم لمسشان کنیم
و نه پس میروند.
همانند گلوله های جنگ شده این،
بیزار....
هم از مبدا،، هم از مقصد....
و با خودم میگم:
کاش یه بار هم ما شکوفه میدادیم،
مایی که این همه هرس شدیم.
- ۱۲۷
- ۰۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط