{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتا من آن ترنجم، کاندر جهان نگنجم

گفتا من آن ترنجم، کاندر جهان نگنجم
گفتم به از ترنجی، لیکن به دست نایی
گفتا تو از کجایی، کآشفته می‌نمایی
گفتم منم غریبی، از شهر آشنایی
گفتا سر چه داری، کز سر خبر نداری
گفتم بر آستانت، دارم سر گدایی
گفتا به دلربایی، ما را چگونه بینی
گفتم چو خرمنی گل، در بزم دلربایی
گفتم که نوش لعلت، ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن، کو بنده‌پرور آید
دیدگاه ها (۱)

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

...گفتا تو از کجائی کاشفته می نمائیگفتم منم غریبی از شهر آشن...

گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم .گفتم به از ترنجی لیکن به ...

گفتا تو از کجایی کآشفته می‌ نماییگفتم منم غریبی از شهر آشنای...

💕 گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمائیگفتم منم غریبی از شهر آشنا...

گفتا من آن ترنجم کاندر جهـان نگنجم..گفتم به از ترنجی لیکن بد...

گفتا تو از کجایی کاشفته می‌نمایی؟گفتم منم غریبی از شهر آشنای...

گفتا به دلربائی ما را چگونه دیدیگفتم چو خرمنی گل در بزم دلرب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط