من و سازم دو تا همدم قدیمی
من و سازم دو تا همدم قدیمی
توی رنج و توی لذت
توی هر لحظه و ساعت
یه بغل فریاده توی
پرده پرده های سازم
پر ناله پر آهه
میون گرمی آوازم
کیه که منو توی
ذرات وجودش بشکنه
غم من حجم کمی نیست
مثل قلب خسته من
انگاری قلب کسی نیست
توی دنیای دورویی
توی دریای ریا
غیر سازم واسه من
دیگه هیچ یار و کسی نیست .
توی رنج و توی لذت
توی هر لحظه و ساعت
یه بغل فریاده توی
پرده پرده های سازم
پر ناله پر آهه
میون گرمی آوازم
کیه که منو توی
ذرات وجودش بشکنه
غم من حجم کمی نیست
مثل قلب خسته من
انگاری قلب کسی نیست
توی دنیای دورویی
توی دریای ریا
غیر سازم واسه من
دیگه هیچ یار و کسی نیست .
- ۵۱۹
- ۱۹ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط