{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و سازم دو تا همدم قدیمی

من و سازم دو تا همدم قدیمی

توی رنج و توی لذت

توی هر لحظه و ساعت

یه بغل فریاده توی

پرده پرده های سازم

پر ناله پر آهه

میون گرمی آوازم

کیه که منو توی

ذرات وجودش بشکنه

غم من حجم کمی نیست

مثل قلب خسته من

انگاری قلب کسی نیست

توی دنیای دورویی

توی دریای ریا

غیر سازم واسه من

دیگه هیچ یار و کسی نیست .
دیدگاه ها (۴)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁵. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.سری از تاسف بابت ...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

من و سازم دو تا همدم قدیمی توی رنج و توی لذت توی هر لحظه و...

من و سازم دو تا همدم قدیمی توی رنج و توی لذت توی هر لحظه و س...

عشق دهان‌کجی به زندگی‌ِ مملو از رنج است، عشق عصیان است، عصیا...

جون دل خيلي خوشحالم که دارمت که توی دنیای به این شلوغی پیدات...

نویسنده: جئن جانگ می

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

تا اخر بخونین ارزش داره ..... سلامتی رفیق هایی که از پل نام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط