{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Firouzeh:

Firouzeh:
آنقدر دوستت دارم های دروغ شنیده ایم که دیگر باورمان نمی شود کسی بخواهد واقعی دوستمان داشته باشد!
اینقدر رفتن های بیخبر دیده ایم ،
دلسرد شدن
نادیده گرفتن
بیرحمی و له کردن
که باورمان تیره و تار شده ؛ کسی هم بخواهد باورمان را جلا بدهد پس میزنیم و میرویم او می ماند و عشقِ نافرجام و فکر کردن به آدمِ بدِ قصه...
و ما می مانیم و خیالِ اینکه دوستمان نداشت
و دروغ های زیبایی که گفته...!
غافل از اینکه شاید میانِ این همه رفتن یکی ماندن را بلد باشد...
حس هایمان اینقدر تو زرد از آب در آمده ست ؛
که اگر بگوییم کسی عاشق شده خنده سر میدهند ؛
که دوره ی این حرف ها گذشته است!
دیگر لیلی و مجنونی در کار نیست؛جایشان را به عشق های ساعتی داده اند
این روزها واژه های سه حرفی جایشان عوض شده
و ه.و.س را ع.ش.ق ترجمه میکنند
حق بدهید!
دل گیر نشوید
از خنده به عاشقانه هایتان
از باور نکردنتان
و از رفتنِ مان
وقتی این روزها معنی واژه ها عوض شده است...!
دیدگاه ها (۴)

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۷

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۸ویو راوی نورا ک...

*سرنوشت*بعد از اینکه رایا و شوگا خرید هارو کردن و رفتن سمن خ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۰" در آغوش رویای آبی ات "...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۳(موقعیت:۹۰۰متر تا ua) (زمان:۵:۴۷)**...

part52. . + خب میلک شیک ها برا شما اینام برا مابوم بعد برداش...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط