{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایی که برایم، چشم هایت را مهیا کرد

خدایی که برایم، چشم هایت را مهیا کرد
شبیه ِ حس ِ باران، سینه ام را غرقِ رویا کرد
دلم را در هوای ِ دلنواز و پاک ِ احساست
به رسم ِ عشق و شیدایی، به زیبایی شکوفا کرد
شرابم را مهیا کرد، از کندوی ِ لب هایت
مرا مست از شراب ِ ناب ِ لب هایی فریبا کرد
وّ شاید عشق این باشد که ارزانی کنی خود را
برای او که وصفش را خدا ، اینگونه معنا کرد
دلش گنجینه ی مهر و طلای ِ ناب احساسش
نگاهش را شبیه ِ آبی ِ آرام ِ دریا کرد
خدا من را پر از عشق و شکوه ِ شعر کرد و بعد
نشست و شعر هایم را صمیمانه ، تماشا کرد
هویدا کرد بر من شیوه های عشق بازی را
سپس نام ِ مرا در دفتر ِ عشاق، امضا کرد
دیدگاه ها (۵)

انحنای لب تو ناب‌ترین شعر من استبه خدا خال لبت، قالب ضرب‌الم...

جهانی را به هم می ریزی از دلبر شدن هایتاز این رعنا، از این غ...

مریم ای شور و نوای عشق ای زیبای مستای‌توتنهاخالق‌رویای‌پای...

عاشقش هستم ولی انکار و حاشا میکنددلبرم هر لحظه غم را در دلم ...

به نام خداروزی شجاعتش را پیدا خواهم کرد،روزی که دیگر از حرفه...

فــدای آن خــداوندی،، که با دردِ دلــم تا کرد..تو را در قلب ...

شعر بسیار زیبایی هست کامنت لطفا گرچه او نیست به گلزار گل زیب...

رضا بردبار، شاعر فسایی

کمانِ ابرویِ دلبر، شکار می خواهدذبیح می طلبد؛ جان نثار می خو...

عباس گودرزی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط